فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٥٦ - ٦ برهان نظم
ميان وجود و عدم بيرون آيد (شرح حكمت متعاليّه، ١/ ١١٨).
٣. برهان حدوث:
جسم و موجود جسمانى- فى حدّ نفسه- از حوادث عارى نيست، و هر آنچه- فى حدّ نفسه- از حوادث عارى نباشد، حادث است. پس، جسم و جسمانى، حادث است و هر حادثى، نيازمندِ مُحدِث و اين مُحدِث، خداوند واجب الوجود است (همان، ٣٢٥٧).
٤. برهان تمانع:
اگر خدايانى جز خداى يگانه وجود داشته باشند، بايد زمين و آسمان به تباهى افتند؛ ولى اين چنين نيست. پس، جز خدا، خدايى نيست (مبدأ و معاد، جوادى آملى/ ١٤٣). اين برهان برگرفته از آيات قرآنى است (انبياء/ ٢٢؛ ملك/ ٣).
٥. برهان حركت:
جهان طبيعت، سراسر حركت است. اين حركت را كششى الهى برمىانگيزد. غايت همه حركتها و كوششها، محبوب حقيقى است. ذات موجودات- زمينى يا آسمانى- متحرّك است نه آنكه حركت وصف آنها باشد.
آنها خود عين حركتاند. هر چند عنوان «حركت» و «متحرّك» از نظر مفهوم عقلى از هم جدايند، در جهان خارج، يكى بيش نيستند و تنها از يك حقيقت و هويّت برخوردارند. طبايع همان سان كه از لحاظ اوصاف بيرونى متحرّكاند و به محرِّكى نيازمندند، از لحاظ درونى نيز متحرّكاند و نيازمند محرِّك. محرِّك آنها، مبدئى است كه نه جسم است و نه با جسم ارتباط دارد.
اگر او جسم يا جسمانى باشد، ديگر در نظام فاعلى، فاعل بالذات و در نظام غائى، غايت بالذّات نخواهد بود (شرح حكمت متعاليّه، ١/ ٣٠٧).
٦. برهان نظم:
اين برهان- كه از مهمترين برهانهاى خداشناسى است- از هماهنگى اجزاى جهان آفرينش بهره مىبرد و از اين گذر، وجود ناظم يا خداى سبحان را اثبات مىكند. برهان نظم دو مقدّمه دارد. در مقدّمه نخست (صغرا) مسائل دقيق علوم تجربى و طبيعى را برمىرسد و از مشاهدات عينى جهان طبيعت سود مىبرد و به نظام شگرف و شگفت حاكم بر جهان مىرسد. مقدّمه دوم (كبرا) به اين مىپردازد كه وجود نظم و هماهنگى در جهان تنها با دخالت يك مبدأ عاقل، قادر و عالم امكانپذير است (شرح تجريد، ٢٨٤؛ پيام قرآن، ٢/ ٥٥). قرآن كريم نيز بدين برهان عنايتى ويژه دارد و