فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٧٩ - استدلال شيعيان
مىشود و صدور آن از گوينده حكيم و عالمى همانند پيامبر محال مىنمايد. بنابر معناى احتمالى او، سفر به هر جايى جز مسجد ياد شده، ناروا است؛ در حالى كه از نظر اسلام، سير در ارض جايز و بلكه مستحب و گاه واجب است؛ مانند سفر براى تحصيل دانش، تجارت، صله رحم، سياحت و جهاد. بدين سان، گريزى جز پذيرفتن معناى نخست بر جاى نمىماند هر چند صحّت حديث بنابر اين احتمال نيز مشكلآفرين است و نسبت چنين دستورى به پيامبر ٦ ممكن نيست؛ زيرا بنابر آن، سفر به هيچ مسجدى جز سه مسجد ياد شده روا نيست؛ امّا محدّثان نقل كردهاند كه پيامبر ٦ روزهاى شنبه، پياده و گاه سواره به مسجد قبا مىرفته و دو ركعت نماز مىگزارده است (وهّابيّت مبانى فكرى و كارنامه عملى، ١٤١؛ كشف الارتياب ٣٧٧- ٣٧٤).
استدلال شيعيان:
١. زيارت قبور از نظر قرآن و سنّت: قرآن كريم درباره منافقان مىفرمايد: «و هرگز بر هيچ مردهاى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نايست؛ چرا كه آنان به خدا و پيامبر او كافر شدند و در حال فسق مردند.» (توبه/ ٨٤) از اين آيه دو فرمان مهم بر مىآيد: اوّل بر جنازه منافقان نبايد نماز گزارد؛ دوم. پيش قبر آنان نبايد ايستاد. آيا مراد از «ايستادن»، تنها ايستادن هنگام دفن است يا مفهومى گستردهتر دارد؟ مفسّران، احتمال دوم را ترجيح دادهاند (تفسير بيضاوى، ١/ ٤١٦؛ تفسير جلالين، ٨٤؛ روح البيان، ٣/ ٣٧٨؛ روح المعانى، ١٠/ ١٥٥). اينكه خداوند به پيامبرش فرمان مىدهد پيش قبر منافقان نرود، نشان مىدهد كه سيره نبوى ٦ آن بوده كه بر قبر مسلمانان حضور مىيافته و بر ايشان دعا مىكرده است. اگر جز اين باشد، نهى قرآن معنا نخواهد داشت.
روايات پرشمارى نيز از شيعه و سنّى به چشم مىآيند كه بر جواز زيارت قبور گواهى مىدهند: الف. مسلم در صحيح از عائشه نقل مىكند كه پيامبر ٦ در واپسين ساعات شب، خانه را به قصد زيارت بقيع ترك كرد و هنگام زيارت به مردگان فرمود: «السَّلامُ عَليكُم دارَ قَومٍ مُؤمِنينَ و آتاكُمْ ما تَوعَدُونَ غَداً مُؤَجَّلُونَ وَ إِنّا ان شاءَ اللَّهُ بِكُمْ لا حِقُونَ. أللَّهُمَّ اغْفِر لِأَهلِ بَقيعِ ....» (صحيح مسلم، ٣/ ٦٣) ب. همو نقل مىكند كه پيامبر ٦ به عائشه فرمود:
«جبرئيل بر من فرود آمد و گفت: خدايت