فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٥٥ - 2 برهان امكان و وجوب
است، ديگر آن عمل را نمىتوان بدعت دانست (كشف الارتياب، ٢/ ٧٠- ٦٦). به عبارتى ديگر، هر عملى كه عنوان بدعت بر آن دلالت كند، حرام است. انگيزه تقسيم بدعت ميان اهل سنّت دو چيز است: يكى توجيه بدعتى كه خليفه دوم برنهاد و فرمان داد نماز مستحب «تراويح» را به جماعت بگزارند و خود نيز از آن با عنوان بدعت ياد كرد و گفت: «نِعْمَ البدعةُ هذِهِ.» (صحيح بخارى، ٢/ ٢٥١) و ديگر معناى لغوى بدعت كه عامتر از معناى اصطلاحى آن است.
***
براهين خداشناسى: دليلهاى اثبات وجود خدا
براى اثبات وجود خداوند برهانهاى بسيارى وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتاند از:
١. برهان صدّيقين:
اين برهان را نخست ابن سينا مطرح ساخت (الاشارات والتنبيهات، ٢٧٧) و سپس دانشمندان مسلمان تقريرهاى متعدّدى از آن به دست دادند. كوتاهترين تقرير اين است:
حقيقتِ وجود يا واجب است و يا مستلزم واجب. پس، واجبِ بالذّات وجود دارد و اين همان است كه در پى اثبات آنيم (نهاية الحكمة، ٢٦٨). تقرير بلندتر برهان اين است: واقعيّت هستى بى هيچ قيد و شرطى، واقعيّت است و با هيچ قيد و شرطى، لا واقعيّت نمىشود. چون جهان مىگذرد و هر جزئى از آن به نيستى مىرود، نمىتواند عين واقعيتى باشد كه نفى و نيستى نمىپذيرد. آن واقعيت همان است كه جهان با آن واقعيّت مىپذيرد و بدون آن از هستى نصيب نمىبرد و از ميان مىرود. پس، جهان و اجزاى آن، براى استقلال وجودى و واقعيّت خويش بر واقعيّتى تكيه دارد كه فى نفسه عين واقعيّت است (روش رئاليسم، ٥/ ٧٧؛ تعليقه بر اسفار، ٦/ ١٤).
٢. برهان امكان و وجوب:
همه موجودات جهان، ممكناند و ممكن آن است كه وجود و عدم براى او ضرورى نيست و ترجيح يكى از اين دو طرف براى او ذاتاً محال است. ممكن براى وجود يافتن، نيازمندِ واجب است تا به سوى وجود يا عدم ترجيح يابد و از حال تساوى