فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٥١ - نفى مكان تنزيه خداوند از اينكه در مكانى جاى گيرد
شده است (نهجالبلاغه، خطبه ١٧٩؛ التّوحيد، باب ٨؛ الاصول من الكافى، ١/ ٩٥). مجسِمه، از فرقههاى اسلامى بر اين باورند كه خداوند داراى جسم و جهت است و مىتوان او را به رؤيت حسّى درآورد.
اهل حديث (اهل حديث) و اشاعره (اشاعره) نيز معتقدند كه مؤمنان مىتوانند در آخرت همان سان كه ماه را در آسمان مىبينند، خداوند را ببينند؛ امّا متكلّمان اماميّه و معتزله اتّفاق دارند كه خداوند را در دنيا و آخرت نمىتوان ديد (ارشاد الطّالبين إلى نهج المسترشدين، ٢٤٩- ٢٤٤؛ كشف المراد، ٣٢٤- ٣٢٢). به نظر مىرسد اينكه برخى مسلمانان معتقدند خداوند را مىتوان ديد، اعتقاد خويش را از مسيحيان و يهوديان برگرفتهاند (الالهيّات على هدى الكتاب والسّنّة والعقل، ٢/ ١٣٨).
***
نفى محلّ حوادث بودن خداوند: تنزيه خداوند از محلّ حوادث
يكى از مسائل فلسفه و علم كلام است.
متكلّمان مسلمان معتقدند كه نمىتوان ذات خداوند را محلّ حوادث دانست و محال است كه حوادث به ذات او قائم باشند؛ زيرا قيام حوادث به ذات، مستلزم تغيير در ذات است. خداوند واجب الوجود است، و واجب الوجود آن است كه همه شئون و كمالاتش را يكباره دارا است.
موجودى را كه در حال تغيير و تكامل است، نمىتوان واجب الوجود دانست.
وجوب وجود، ملازم فعليّت و مناقض تدريج است (الالهيّات، ٢/ ١٢١ و ١٢٢؛ تجريد الاعتقاد، ١٨٠؛ ارشاد الطّالبين، ٢٣٢).
***
نفى مكان: تنزيه خداوند از اينكه در مكانى جاى گيرد
خداوند موجودى غير مادّى و نامتناهى است و از اين رو، ممكن نيست جا و مكانى- مانند آسمان- را اشغال كند.
مكان داشتن از ويژگىهاى جسم است و خداوند جسم نيست. (نفى جسمانيّت خدا) اينكه خداوند در همه مكانها حضور دارد، به معناى برترى او از مكان است. سعه وجودى و قيّوميّت خداوند