فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٥٩ - الف ابزار حسى
آيات متعدّدى از قرآن، بر ابديّت خداوند گواهى مىدهند (حديد/ ٣؛ رحمن/ ٢٧؛ طه/ ٧٣؛ قصص/ ٨٨). قرآن از ابديّت و ازليّت خداوند با تعابير متعدّدى ياد كرده است؛ از جمله اوّل، آخِر و باقى.
ازلى و ابدى بودن خداوند بدين معنا نيست كه در هر زمانى بوده و هست، بلكه بدين معنا است كه خداوند وراى زمان است و جاى دادن او در زمان ممكن نيست. بدين سان، مراد از ازليّت و ابديّت، عبارت از قبليّت و بعديّت زمانى نيست (ر. ك. الميزان، ١٩/ ١٤٨).
روايات بسيارى از ازليت و ابديت خدا سخن گفتهاند. حضرت على (ع) مىفرمايد: «براى اوليّت او آغازى و براى ازليتش پايانى نيست.» (نهج البلاغه، خطبه ١٦٣) امام صادق (ع) نيز در اين باره مىفرمايد: «او اوّل است قبل از همه چيز و آخر است؛ زيرا زوال ندارد و صفات و اسمايش دگرگونى ندارند، آن گونه كه در ديگران دگرگون مىگردند. او هميشه بوده و خواهد بود نه آغازى دارد و نه انجامى.» (اصول كافى، ١/ ١١٥)
***
ابزارهاى شناخت: قواى ادراكى انسان
از مباحث مهم معرفتشناسى است. تعدّد ابزار شناخت، از آن رو است كه قواى ادراكى انسان متعدّدند. اين قوا عبارتاند از: حس، خيال، وهم، عقل و قلب. هر چند ابزارهاى شناخت متعدّدند، شناسنده واقعى همان نفس انسان است كه در همه مراتب شناخت حضور دارد (شناختشناسى در قرآن، ٢٩٧). ابزارهاى شناخت به قرار زير هستند:
الف. ابزار حسّى:
اين ابزار وسيلهاى است براى شناخت طبيعت (شناخت، ٥٣).
حواسّ انسان آنچه را با مادّه مرتبط است، از گذر چشم، گوش، بينى، زبان و پوست، به گونه جزئى باز مىشناسد. در فرآيند شناخت حسّى، دو گونه محسوس وجود دارد: يكى محسوس بالذّات كه در قلمرو نفس آدمى موجود است و با وضع و محاذات و شرايطى معيّن ميان شىء خارجى و حس پديد مىآيد، و ديگر، محسوس بالعرض كه به عالم طبيعت مربوط است و از ويژگىهاى زمانى و مكانى بهرهمند است.