فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٠٥ - پيشينه تاريخى
مذهب نيز تقسيم مىپذيرد و پيروان آن مذهب، با نگاهداشت اصولى مشترك، تيرههايى را پديد مىآورند كه اين را «انشعاب» گويند (شيعه در اسلام، ٦٠).
دانشى كه وضعيّت و حال و مقال و پيشينه مذاهب اسلامى را برمىرسد، «علم مذاهب و فِرَق اسلامى» نام دارد. اين دانش، «فرقه» و «مذهب» را به يك معنا مىداند و درباره مسائل اعتقادى و فكرى فِرَق و مذاهب، بحث مىكند (آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، ١٠).
علل پيدايى مذاهب اسلامى:
١. اختلاف در موضوع خلافت پيامبر اسلام ٦؛ ٢. تعصّبات قبيلهاى و خانوادگى؛ ٣. برداشتهاى نادرست از حقايق و منابع دينى؛ ٤. ممانعت برخى كسان و گروهها از نشر و نقل و كتابت احاديث پيامبر ٦؛ ٥. تأثير باورهاى اديان ديگر؛ همانند بدعتهاى دينى يهود، آموزههاى سست مسيحيت و اساطير مجوس؛ ٦. آشنايى مسلمانان با فرهنگ و آداب ملل ديگر؛ همچون ايرانيان، روميان و هنديان؛ ٧. اجتهاد در برابر نص؛ ٨. هوا و هوس و دنياطلبى (بحوث فى الملل و النّحل، ١/ ٥٠- ٤٧؛ تاريخ الجدل ٨١- ٧٦).
پيشينه تاريخى:
ظهور مذاهب كلامى و سياسى اسلامى به قرن نخست هجرى باز مىگردد. در آغاز، گروههاى سياسى بودند كه اندك اندك به فرقههاى مذهبى مبدّل گشتند. قديمترين اين فرقهها عبارتاند از: عثمانيّه كه خونخواهان عثمان بودند؛ شيعه كه از حضرت علىّ بن ابىطالب (ع) پيروى و هواخواهى مىكردند؛ خوارج؛ مرجئه. سپس فرقههاى كلامى پديد آمدند؛ مانند قدريّه، معتزله، جبريّه و اشاعره (تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام، ٣٧). زمان ظهور مذاهب فقهى را بايد در نيمه دوم قرن دوم و اوايل قرن سوم پىجست؛ زمانى كه اواخر روزگار تابعين و آغاز روزگار نسل بعدى به شمار است.
در اين دوره، اختلافات فراوان فقهى رخ نمود و پيامد آن، مذاهب فقهى نمودار شدند و فقهاى مكتب رأى و مكتب حديث ظهور يافتند. اين فقيهان به مرجعيّت فقهى رسيدند و مسائل فقهى پيروان خويش را پاسخ مىگفتند. تا قرن چهارم تنها چند مذهب فقهى بر جاى ماند و ديگر مذاهب از ميان رفتند. مذاهب بر جاى مانده عبارتاند از: اماميّه، حنفيّه، مالكيّه، شافعيّه و حنبليّه (همبستگى اديان و