فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٣٤ - دلايل خردورزى تشيع
خويش برمىآيد و مىتواند پذيراى قانون جامعى همچون اسلام شود. رسالت پيامبر اسلام از نوع قانون است نه برنامه؛ طرحى است كلى، جامع همه جانبه، معتدل و متعادل.
***
خردورزى: پيروى از خِرد؛ تعقّل
در مفهوم كلّى، هر گونه دانستن را «خردورزى» يا «تعقّل» گويند. دانستنى گاه از راه تدبّر و تأمّل به دست مىآيد و گاه از گذر تتبّع و تحصّل. از اين رو، معناى مقابل آن، جهل و نادانى است. اسلام، خرد را نيرويى نورانى مىداند كه انسان را به تكامل مادّى و معنوى راه مىنمايد.
ارج و قدر تعقّل و تدبّر در اسلام چنان است كه عقل را «پيامبر باطنى» خوانده و كنار پيامبران ظاهرى جاى داده است. در نظرگاه اسلام اگر خردورزى پيشزمينه رفتار و كردار انسان شود، او را در مسير رشد و تعالى قرار مىدهد (اصول كافى، ١/ ٤٨). بدين سان، آموزههاى اسلامى- برخلاف آموزههاى اديان ديگر- راه شكوفايى و بالندگى پيروان خويش را در پيروى از عقل مىداند. قرآن مىفرمايد:
«بشارت بر بندگانى كه گفتههاى گوناگون را مىشنوند و نيكوترينشان را برمىگزينند.
آنان همان كسانىاند كه خداوند راهشان نموده است؛ [زيرا] آنان صاحبان خردند.» (زمر، ١٧ و ١٨) اين پاى فشارى بر خردگرايى چنين بر زبان پيامبر ٦ آمده است:
«من از ندارى و تنگدستى بر امّت خويش نمىترسم. از اين مىترسم كه كژانديشى و بىتدبيرى كنند.» (عوالى اللّئالى، ٤/ ٣٩) از ميان مذاهب اسلامى، تشيّع بيشتر بر خردورزى اهتمام دارد. در روايتى از امام على (ع) درباره خردورزى آمده است:
«خداوند در سرشت فرشتگان، خرد برنهاد بىشهوت، و در سرشت حيوانات، شهوت نهاد بىخرد، و در سرشت آدميان هم شهوت نهاد و هم خرد. پس هر كس خرد بر شهوتش غالب آيد، از فرشتگان برتر است، و هر كس شهوت بر خردش پيروز شود، از حيوانات فروتر است.» (علل الشّرائع، ٤)
دلايل خردورزى تشيّع:
الف.
دانشمندان شيعه برآناند كه پذيرفتن اصول دين از راه تقليد درست نيست. هر مسلمانى بايد از گذر تعقّل و تدّبر به