فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٩٥ - ج آزادى بيان
شاخه، جانبدارى از آزادىهاى فردى و اجتماعى به شكل افراطى، ترويج تساهل و تسامح به گونه اباحهگرى و مقيّد نبودن به امر مطلق است.
مبانى فكرى:
عناصر اصلى تفكّر ليبراليستى عبارتاند از: تكيه بر عقل بدون در نظر گرفتن وحى؛ آزادى مبتنى بر فردگرايى (اومانيسم)؛ تساهل و تسامح با رويكرد نسبيّتگرايى مدرن.
ليبراليستها درباره آزادى معتقدند كه وحدت دين براى تنظيم مصالح جامعه ضرورى نيست و قانون بايد عهدهدار آزادى عقيده باشد (فرهنگ فلسفى، ٣٠٩ و ٣١٠). آزادىخواهى ليبراليستها تا جايى پيش مىرود كه مرزهاى دين را درنورديده، انسان مدرن را براى تكليفگريزى و بىقيدى نسبت به آموزههاى دينى محق مىپندارد. از اين رو، ليبراليسم، حاكميّت الهى را در جهان نمىپذيرد (ليبراليسم، راين هارد كونل/ ٢٣- ١٩).
معناى آزادى از نظرگاه دينى:
قرآن مىگويد، انسان موجودى مختار و آزاد است و سرنوشتش به دست خود او است.
هر كس مىخواهد ايمان آورد و هر كس مىخواهد كافر شود (كهف/ ٢٩)؛ ولى در برابر راهى كه برمىگزيند، مسئول است.
اين ديدگاه مطابق با حكمت الهى در كسب پاداش اخروى است. از اين رو، آزاد بودن انسان در اعمال و رفتار، نقطه قوّت آفرينش او است. بنابر اين، اصل آزادى در اسلام پذيرفته شده است هر چند مؤمنان، آزادى خود را در چارچوب حدود و قوانين الهى جاى مىدهند. از نظرگاه اسلامى، انسان براى تكامل و رشد آزاد است تا بتواند سعادتمند شود. در اين راه بايد به آموزههاى دينى پايبندى كند. آزادى حيوانى- يعنى آزادى مطلق شهوت و هوا و هوس و دنياپرستى- مورد تأييد اسلام نيست.
حدود آزادى در اسلام:
الف. آزادى عقيده:
از نظرگاه اسلامى، انتخاب عقيده، اجبارپذير نيست (بقره/ ٢٥٦) و انسان به لحاظ تكوينى آزاد است و در گزينش هيچ دينى مجبور نيست؛ ولى به لحاظ تشريعى بايد دين حق را بپذيرد، و چون مىپذيرد، بايد طبق آن رفتار كند (فلسفه حقوق بشر، ١٩٠).
ب. آزادى انديشه:
اسلام انديشه مفيد و روشمند را مىپذيرد؛ انديشهاى كه انسان را به شناخت حيات معقول و ويژه خود راه نمايد.
ج. آزادى بيان:
در ديدگاه اسلامى نه تنها بيان حقيقت