فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٩٠ - تكامل در جهان آخرت كمال يافتن انسان در برزخ و قيامت
مطرح است. شرح مسئله اين است:
حركت تكاملى به معناى خروج تدريجى كمالات وجودى از مرحله قوّه و استعداد به مرحله فعليّت است و مادّه در حيات دنيوى، حامل اين قوّه و استعداد است. با انتقال انسان به عالم برزخ و جهان آخرت، ديگر از مادّه خبرى نيست و استعداد به فعليّت نمىرسد. حال، چگونه حركت تكاملى تحقّق مىيابد؟ اين مسئله را به اين صورت نيز طرح كردهاند: حركت تكاملى انسان به سوى خداى متعال از رهگذر عبوديّت و طاعت و سلوك دينى تحقّق مىپذيرد و چون انسان مىميرد، اين حركت باز مىايستد. حال، چگونه مىتوان پس از مرگ حركت تكاملى را ممكن دانست؟ حكيمان مسلمان در همان حال كه تكامل برزخى را پذيرفتهاند، پاسخى استوار و پايدار بدين مسئله ندادهاند (هزار و يك نكته، ٤٠٧- ٣٩٦؛ معاد يا بازگشت به سوى خدا، ١/ ١٤٤). برخى محقّقان مسلمان پاسخ دادهاند كه روح انسانى در حيات دنيايى، كمالاتى دارد كه از آن محجوب است و چون به جهان برزخ پا مىگذارد، اين كمالات را مىيابد. بدين سان، استعداد و حركت به معناى دنيوى، در آن سراى وجود ندارد (همان، ١/ ١٥٤).
حركت تكاملى انسان در جهان آخرت، دنباله همان حركتى است كه انسان در حيات دنيوى داشته است و در حقيقت، انسان، در زندگى دنيايى است كه زمينه تكامل خويش در آخرت را پى مىريزد نه آنكه حركتى نو را پس از مرگ بياغازد (همان، ١٥٥؛ پيام قرآن، ٦/ ٣٦٣). درباره حيات برزخى، نبايد فراموش كرد كه ارتباط روح با زندگى و اعمال دنيايى به كلّى قطع نمىشود؛ زيرا انسان دو گونه عمل در دنيا دارد: يكى عملى كه به گونه مستقيم انجام داده است و دوم، عملى كه خود آن به گونه مستقيم از آنِ او نيست؛ بلكه پيامد عملِ مستقيم او است. به عنوان مثال، اگر كسى مسجدى بنا كند، بناى مسجد، عمل مستقيم او است؛ امّا اعمال نيكى كه از آن پس در مسجد انجام مىپذيرد، به گونه غير مستقيم به او پيوند مىخورند و تا مسجد برپا است، پيوسته بدو مىرسند و در زندگى برزخى نيز نصيب او مىشوند. روايات در اين باره از برخى اعمال نام بردهاند همانند پىريزى روشى نيكو كه ديگران از آن پيروى نمايند يا فرزندى صالح كه براى والدينش دعا كند