فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٨٦ - كلام خدا
بر مىآيد كه مؤمن بايد به باطل كفر بورزد و به حق ايمان آوَرَد (آشنايى با قرآن، ٢/ ٧٨).
***
كلام خدا
بنابر آيات قرآنى و روايات بزرگان معصوم (ع) خداوند با برخى پيامبران (ع) سخن گفته است (نساء/ ١٦٥؛ اعراف/ ١٤٩). در برخى آيات و روايات نيز آمده است كه خداوند در قيامت با برخى انسانها سخن نمىگويد و بدانان نمىنگرد (آل عمران/ ٧٨؛ بحارالانوار، ٤/ ٦٨؛ اصول كافى، ١/ ١٠٧؛ الملل و النّحل، ١/ ١٠٦). همه مسلمانان متّفقاند كه خداوند متكلّم است و سخن مىگويد؛ امّا سخن گفتن خداوند همچون سخن گفتن انسان نيست.
انسان به مدد اعضاى بدن خويش و اصوات و حروف سخن مىگويد. اين گونه تكلّم، ويژه انسان است و خداوند از آن منزّه است؛ زيرا لازمه آن، جسمانى بودن است و خداوند جسم نيست. تفسير حقيقت كلام الهى و مسائل پيرامون آن، در برههاى از تاريخ اسلام جامعه مسلمانان را دچار بحران ساخت و حتى خونهايى نيز پاى آن ريخته شد (الفوائد البهيّة فى شرح عقائد الاماميّة، ٢٢٣؛ پيام قرآن، ٤/ ٣٧٨).
مهمترين نظريّهها در اين باره عبارتاند از: الف. كلام خداوند حروف و اصواتى هستند كه بر ذات خداوند استوارند و همانند ذات، قديماند. اين نظريه را جمعى از حنبليان مطرح ساختهاند. آنان در اين نظر خويش چنان راه افراط پيش گرفتهاند كه معتقدند حتى جلد قرآن نيز قديم است (الملل و النّحل، ١/ ١٠٦؛ پيام قرآن، ٤/ ٣٧٨).
ب. كلام خداوند همان حروف و اصوات است؛ امّا حادث است نه قديم؛ بدين معنا كه اين امور، حادث و قائم به ذات الهىاند. ج. كلام خدا هم حروف و اصوات است و هم حادث؛ امّا بر ذات الهى قائم نيست، بلكه از آفريدههاى او است كه در جبرئيل (ع) و پيامبران (ع) پديد مىآيد.
د. كلام خداوند، اصوات و حروف نيست؛ بلكه مفاهيمى است كه بر ذات خدا استوار است و قديم و ازلى است. اين نظريّه را اشاعره مطرح ساختهاند كه قرآن را قديم مىدانند و معتقدند هر كس قرآن را حادث بشمارد، كافر است و قتلش واجب (الملل و النّحل، ٩٥ و ٩٦؛ پيام قرآن، ٤/ ٣٧٩).