فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٦٦ - جايگاه بيعت
ده سال بعد از شهادت امام حسن (ع) مردم كوفه نيز با مسلم بن عقيل، به نيابت از امام حسين (ع) بيعت كردند. از بيعتهاى ديگرى كه در تاريخ آمده است، بيعت مردم خراسان با امام رضا (ع) به عنوان ولىّعهد مأمون است (تاريخ طبرى، ٥٥٤٨؛ مروج الذّهب، ٣/ ٦٤؛ مناقب آل ابى طالب، ٤/ ٢٩١).
ماهيّت بيعت:
در منابع فقهى شيعه نظريّههاى گوناگونى درباره ماهيّت حقوقى بيعت به چشم مىآيد. بسيارى از فقهاى شيعه با توجّه به معناى لغوى بيعت و شباهتش به عقد بيع، آن را عقد معوّض مىدانند؛ يعنى متضمّن تعهّد دوجانبه. از ديدگاه اينان، تعهّد بيعتكننده عبارت است از پيروى و اطاعت از بيعتشونده و وفادارى به او. در برابر، بيعتشونده نيز بايد بر اساس كتاب خدا و سنّت حكم براند و از بيعتكننده حمايت كند (الالهيّات، ٢٦٠؛ دراسات فى ولاية الفقيه، ١/ ٥٢٣). با اين حال، دقّت در بيعتهاى پيامبر ٦ نشان مىدهد كه عقد بيع، تنها تعهدّاتى را بر عهده بيعتكنندگان مىگذارد- مانند لزوم پايبندى به اسلام، يارى رسول خدا، اطاعت از او و جهاد با كفّار- و هيچ تعهّدى بر عهده پيامبر نمىنهد. البتّه در حديثى سخن از حقوق متقابل به ميان آمده است؛ ولى با دقّت در همين حديث و نيز آيات قرآنى مىتوان دريافت كه مراد از حقوق بيعتكنندگان، نصرت و ثواب الهى است. اين نيز نتيجه وفادارى و پايدارى بيعتكنندگان است نه عوض قرار داد عقد بيعت (بحارالانوار، ١٩/ ٢٦). در نهج البلاغه نيز وفا به بيعت از حقوق حاكم بر مردم شمرده شده است. به ظاهر، از همين رو است كه بسيارى از پژوهشگران، مفهوم بيعت را «عهد بر طاعت» يا «بذل طاعت» دانستهاند (ولاية الامر، ٨٦- ٨٠؛ تفسير نمونه، ١/ ٥١٩؛ الميزان، ١٨/ ٢٧٤) و برخى ديگر بر آن باورند كه بيعت عقدى است غير معوّض و شبيهِ عقد هبه و برخى ديگر آن را از مقوله ايقاع به شمار آوردهاند (تفسير نمونه، ١/ ٥١٧). البتّه امام على (ع) بارها از حقوق مردم بر حاكم سخن گفته است (نهج البلاغه، فيض الاسلام، ١١٤، ٨٨٤، ٩٨٨)؛ ولى نمىتوان اين حقوق را ناشى از بيعت دانست (دانشنامه جهان اسلام، ٥/ ٢٤٢).
جايگاه بيعت:
بيعت از موضوعات اختلافى شيعه و سنّى است. پس از ماجراى سقيفه، اهل سنّت معتقد شدند