فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٩٠ - 2 گرايشهاى مادى انسان
فرشتگان مىداند (بقره/ ٣٤) و امانتدار الهى (احزاب/ ٧٢) و با كرامت و شرافت ذاتى (اسراء/ ٧) و كسانى كه خداوند آنچه را در زمين است، براى آنان آفريده است (بقره/ ٢٩).
گاه «گرايش» با «بينش» مترادف گرفته مىشود (بينشهاى انسانى) و مراد از آن، جهانبينى است. در اين معنا، گرايش و بينش و جهانبينى در برابر روش، كنش و ايدئولوژى جاى دارند (جهانبينى اسلامى، ١٠). امّا درست آن است كه گرايش را معنايى وسيعتر از جهانبينى است.
گرايش بسيارى از تمايلات فكرى و عملى آدمى را در بر مىگيرد:
١. گرايشهاى متعالى انسان:
مهمترين آنها عبارتاند از:
الف. حقيقتجويى:
فطرت انسان رو به سوى حقيقت دارد و مشتاق است تا حقيقت را آن سان كه هست، بازشناسد. اين ميل درونى، اثرى ژرف در خداجويى انسان دارد و او را به سوى معرفت خداوند- كه حقيقت مطلق است- برمىانگيزد. در برخى ادعيه منسوب به بزرگان معصوم (ع) از خداوند استدعا شده است كه حقيقت اشياء را- آن گونه كه هست- برايشان آشكار سازد (ر. ك. عوالى اللّئالى، ٤/ ١٣٢).
ب. گرايش به خير و فضيلت اخلاقى:
اين گرايش، گاه تخلّق انسان به فضيلتهاى اخلاقى فردى را سامان مىبخشد؛ مانند ميل او به پرهيزگارى يا نظم و انضباط و گاه ديگر، او را به سوى فضيلتهاى اخلاقى اجتماعى راه مىنمايد؛ مانند ميل به تعاون و هميارى.
ج. زيبايىگرايى:
در جان انسان حسّى وجود دارد كه او را به سوى زيبايى مىكشاند. او هم زيبايى را دوست دارد و هم زيبايى مىآفريند.
اين گرايش باطنى ريشه در كمالخواهى انسان دارد و والاترين نمود آن، در گرايش او به شناخت آفريدگار زيبايىها پديدار مىشود.
د. نوگرايى و بديعطلبى:
مراد اين است كه انسان مايل است نادانستهها را بداند و قفلهاى ناگشوده را باز كند و افقهايى نو در پيش خود بگشايد و كارهاى نو انجام دهد.
ه. پرستش:
در ضمير انسان ميلى ذاتى نهفته است كه او را به تقديس و پرستش حقيقتى برترين و خضوع و خشوع در برابر او وا مىدارد (مجموعه آثار استاد مطهّرى، ٣/ ٥٠١- ٤٩٢).
٢. گرايشهاى مادّى انسان:
آيين آسمانى اسلام با اين دسته از گرايشها