فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٠٨ - شناخت خدا
راه نمودن انسان به فرمانبردارى حقّ است، سازگار نيست.
پاسخ:
چنان كه اميد به رحمت و مغفرت الهى آدمى را بر گناهكارى دلير نمىكند، اعتقاد به شفاعت نيز به گناهكاران جرئت نمىبخشد.
شفاعت از گونهاى ارتباط ميان شفيع و گناهكار برمىخيزد و شرط آن رضاى خداوند است و از اين روى، گناهكار نخست مىبايد رضاى حق را به دست آورد و ارتباط خويش را با شفيعان نگسلد.
شفاعت آن گاه موجب جرئت بر گناهكارى مىشود كه خداوند وعده حتمى دهد و نوع گناه و صفات گناهكاران را به صورتى مشخص باز نموده باشد؛ امّا در شفاعت چنين نيست و به گونهاى مبهم از شرطها و چگونگى آن سخن رفته است و دقيقاً بيان نشده است كه درباره چه گناهانى مؤثّر است و آيا همه عقوبت را برمىدارد يا تنها بخشى از آن را (الميزان، ١/ ١٦٦).
٤. شفاعت گونهاى بىعدالتى و تبعيض است
و اين با عدالت خداوند سازگار نيست؛ زيرا برخى كسان از عذاب مىرهند و برخى گرفتار مىشوند.
پاسخ:
اين اشكال در صورتى وارد است كه گناه همه گناهكاران يكسان باشد و گناهكاران در يك مقام باشند و بدون شرايط لازم، شفاعت مشمول برخى از آنان شود؛ امّا شفاعت بنابر شايستگىها و شرطهايى تحقّق مىپذيرد. برخى انسانها با كفر و طغيان رابطه خويش را به كلى از خداوند بريدهاند و شايسته رحمت الهى نيستند. برخى ديگر چنين نيستند و در همان حال كه اهل ايمان و فرمانبردارىاند، به برخى گناهان آلوده گشتهاند. وانگهى، شفاعت، گونهاى تفضّل است و با مجازات گناهكاران منافات ندارد (پيام قرآن، ٦/ ٥٣٣).
٥. قرآن هر گونه شفاعت را در قيامت رد كرده است
(بقره/ ٤٨ و ٢٥٤؛ مدّثّر/ ٤٨).
پاسخ:
برخى از آيات قرآن كه شفاعت را رد كردهاند، درباره كسانىاند كه شايستگىهاى شفاعت را از كف دادهاند (مدّثر/ ٤٨) و چنين نيست كه اصل شفاعت را رد كنند. برخى ديگر شفاعتى را رد مىكنند كه شفيع به گونه مستقل كسى را شفاعت كند. اين گونه آيات در حقّ قوم يهود و باور نادرست آنان درباره شفاعت نازل شدهاند.
شناخت خدا
از خواستههاى فطرى انسان است. شناخت ذات، صفات و افعال الهى و پرستش