فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣١٢ - تنزيه ذات و صفات خداوند
كه راه به خوشبختى نبرد (نهج البلاغه، خطبه ٤٩).
تشبيه و تعطيل:
برخى فرقههاى مسلمانان براى شناخت خدا، ظواهر آيات قرآن كريم را برگرفته و او را به موجودات مادّى شبيه كردهاند و براى خداوند متعال، صفات جسمانى پنداشتهاند. اينان را «مشَبِّهَه» يا «مُجَسِّمَه» نام نهادهاند. در برابر اين گروه، برخى ديگر براى اينكه به وادى تشبيه و تجسيم نغلطند، به كلّى امكان شناخت خداوند را رد كردهاند و بر آن رفتهاند كه عقل آدمى را توان دستيابى به هيچ گونه شناختى از ذات و صفات خداوند نيست و بدين سان عقل را در شناخت خدا تعطيل كردهاند. بنابراين ديدگاه، درباره خداوند، تنها بايد سر تسليم و تعبّد فرود آورد و به تحقيق و تفكّر پشت كرد و حتى پرسيدن در اين عرصه، گناه و بدعت و حرام است. اشاعره و حنابله- كه خود را «اهل حديث» مىخوانند- هواخواه اين نظريّهاند (مجموعه آثار استاد مطهّرى، ٦/ ٨٧٩؛ محاضرات فى الالهيّات، ١٠٠).
نظريّه شيعه، هيچ يك از اين دو نظريّه را برنمىتابد؛ نه از گذر تشبيه به شناخت خداوند رو مىكند و نه دست عقل آدمى را به كلّى از آن كوتاه مىداند (الاصول من الكافى، ١/ ٨٥ و ١٠٠). عقل انسان مىتواند به مسائل كلّى شناخت خداوند راه يابد و به ويژه در اثبات وجود خداوند، تنها راه را عقل و روش عقلانى مىشمارد (آموزش عقايد، ٣٨). در نظر عارفان، هر چند شناخت خدا دستيافتنى است، تنها راه مطمئن، راه تصفيه باطن و سير و سلوك قلبى است. عارفان، عقل و برهان عقلى را ناكارآمد نمىدانند؛ بلكه راه دل را از آن كارآمدتر مىدانند و بر آن ترجيح مىدهند.
بنابر اين نظريّه، دستاورد كوششهاى عقلانى، از حدّ مفاهيم پا فراتر نمىنهد؛ امّا معرفت افاضى- كه عرفان با خود مىآورد- بسى پيشتر مىرود و به «وصول» مىانجامد. معرفت استدلالى عقل را ارضا مىكند؛ امّا معرفت افاضى، همه وجود آدمى را برمىانگيزد و شور مىآفريند و تقرّب مىآورد. البته ترجيح راه دل بر راه عقل و برهان بيهوده است؛ زيرا هر يك از اين دو مكمل ديگرى است (مجموعه آثار استاد مطهّرى، ٦/ ٨٧٩).
تنزيه ذات و صفات خداوند:
ذات و صفات خداوند از هر گونه نقص و عيبى