فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٧٩ - قضا و قدر
حكم (مؤمن/ ٢٠)؛ آفريدن و ابداع (فصّلت/ ١٢)؛ پايان دادن. (الحاقّه/ ٢٧) نيز «قدر» به فتح و سكون دال را در اين معانى به كار برده است: اندازه، بزرگى و كوچكى يا فراوانى و اندكى (قمر/ ٤٩)؛ تنگى معيشت (طلاق/ ٧) و ....
ميان شيعيان از قضا و قدر دو گونه برداشت يافته مىشود: يكى برداشت عوام شيعه كه بنابر آن، سرنوشت هر كس از پيش تعيين شده و او را در تغيير آن دخلى نيست و هر كس با تقدير خويش به دنيا مىآيد و هرگز نمىتواند آن را تغيير دهد (انگيزه پيدايش مذاهب، ١٧). دوم، برداشت علماى شيعه است كه بنابرآن، قضا و قدر بر دو گونه است: يكى در تكوين و ديگر در تشريع. قضا و قدر تكوينى آن است كه هر پديدهاى در عالم، علّت و اندازهاى دارد. چيزى بى علّت و اندازه پديد نمىآيد و حكم و فرمان در جهان تكوين، ايجاد موجودات است. گاه ايجاد، بىواسطه به دست الهى است (بالمباشرة) و گاه با واسطه. (بالتّسبيب) بدين سان، قضاى الهى هر آن چيزى است كه در جهان آفرينش به فرمان خداوند ايجاد مىپذيرد خواه بىواسطه و خواه باواسطه نظام علّت و معلول. «قدر الهى» عبارت از اندازه ايجادها است؛ مثلًا پديد آمدن جنين انسانى از پدر و مادر، فرمان تكوينى خداوند و قضاى الهى است؛ امّا زمان تولّد و مرگ و چگونگى آنها و ويژگىهاى جنين در قدر الهى است كه رقم مىخورد.
قرآن كريم نيز از قضا و قدر بدين معنا فراوان سخن گفته است (فصّلت/ ١٢؛ بقره/ ١١٧؛ آل عمران؛ ٤٧؛ مريم/ ٣٥؛ مزّمّل/ ٢٠؛ يس/ ٣٩ و ...).
ايمان به قضا و قدر تكوينى، در حقيقت، اعتقاد به قانون علّيّت و نظام علّت و معلول و حدود و كيفيّات و كمّيّات در جهان آفرينش است كه دو نكته از آن برمىخيزد: يكى آنكه هيچ پديدهاى بى علّت در جهان رخ نمىنمايد و ديگر آنكه علّةالعلل همه پديدهها، خداوند متعال است. اين برداشت از قضا و قدر الهى نه تنها اثر تخديرى بر انسان ندارد، بلكه او را وامىدارد تا براى ارتقاى جايگاه خويش در زندگى، بكوشد و علل واقعى حوادث را بازشناسد و از تن دادن به خرافه و شانس و بخت و طالع بپرهيزد. قضا و قدر تشريعى عبارت از فرمانهاى الهى است براى تعيين وظايف فردى و اجتماعى