فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٢٥ - صاغر
روز بازپسين فرزندان آدم را به وسوسه اندازد. خداوند نيز به او مهلت داد. از اين رو قرآن او را «مُنْظَر» يعنى مهلت داده شده، مىخواند (اعراف/ ١٤ و ١٥).
مهمترين صفات شيطان بنابر متون دينى عبارتاند از:
ابليس
(ابليس): به معناى نا اميد و مأيوس است. چون شيطان را از درگاه الهى راندند، از رحمت خدا اميد بُريد و از آن پس او را «ابليس» خواندند (مجمع البحرين، ١/ ٢٤٠).
خنّاس:
به معناى پنهانكار است (الناس/ ٤). هر گاه آدمى، خدا را ياد كند، بىدرنگ شيطان از او مىگريزد و پنهان مىشود و چون از خدا غفلت ورزد، شيطان بازمىآيد و در فريب او مىكوشد (الميزان، ٢٠/ ٣٩٧). احتمال ديگر در وجه اين صفت آن است كه شيطان با پنهانكارى سراغ آدمى مىآيد و باطل را مىآرايد و حق را مىپوشاند (تفسير نمونه، ٢٧/ ٤٧٣).
رجيم:
به معناى آن است كه شيطان از رحمت خدا و خيرات رانده شده است و نيز از منازل ملأاعلى (مفردات راغب، ١٦٥ و ١٩٠). قرآن كريم از ماجراى رانده شدن شيطان چند بار ياد كرده است (نحل/ ٩٨؛ اعراف/ ١٨؛ ص/ ٧٧).
عدوٌّ مبين:
به معناى دشمن آشكار است.
دشمنى شيطان با آدميزادگان از مهمترين صفات او است (يوسف/ ٥؛ اسراء/ ٥٣).
شيطان، دشمن هميشگى انسان است و تنها آن گاه دست از دشمنى بر مىدارد كه به سختى شكست خورَد؛ چنان كه از رسول خدا ٦ نقل است كه فرمود:
«من به يارى خدا شيطان را تسليم خويش كردم.» (كنز العمّال، ١/ ٢٤٧)
مارد و مَريد:
به معناى سركش و ويرانگر است. قرآن كريم، اين صفت را ناشى از خباثت شيطان مىداند (صافّات/ ٧؛ نساء/ ١١٧) و از عصيان او در برابر خداوند ياد مىكند (مريم/ ٤٤).
صاغر:
به معناى پست و زبون است.
چون شيطان سركشى كرد، عزّت و كرامت خويش را بر باد داد و خداوند او را پست و حقير خواند (اعراف/ ١٣). بارى، قرآن پارهاى صفات ديگر شيطان را به مناسبتهاى متعدّد ذكر كرده است. بنابر آيات قرآن، شيطان، موجودى فاسق است (كهف/ ٥٠)، كفور و ناسپاس است (اسراء/ ٢٧)، مشمول لعن الهى است (حجر/ ٣٥)، نكوهيده است (اعراف/ ١٨)، براى انسان، مايه بدى و زشتى است (نساء/ ٣٨)، همنشينى او، آدمى را خوار مىسازد (فرقان/ ٢٩)، گمراه كننده آشكار