فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٧٢ - روح جان؛ گوهر اصلى وجود آدمى؛ مايه زندگى
آنان است. رحمت خداوندى از ويژگىهاى تماميّت، عموميّت و كمال، بهرهمند است. «تماميّت» بدين معنا است كه خداوند مىخواهد نيازمندى و ناتوانى را از جميع نيازمندان بردارد. «عموميّت» بدين معنا است كه گستره رحمت الهى هم نيكسيرتان و شايستگان را دربرمىگيرد و هم بدسيرتان و سركشان را و هم مؤمنان و هم كافران را، و هم در اين جهان مشمول آنان مىشود و هم در آن جهان. «كمال» به اين معنا است كه خداوند مانند مردمان مهربان و نيكوكار، بر اثر مهربانى آوردن و نيكى كردن، دچار رنج و تعب نمىشود (علم اليقين فى اصول الدّين، ١/ ١٠٦).
رحمت خداوند بر دو گونه است:
الف. رحمت رحمانيّه؛ يعنى رحمتى بىكران و فراگير كه بر همه هستى پرتو مىافكند. ب. رحمت رحيميّه؛ يعنى رحمتى كه تنها پرهيزگاران و نيكسيرتان را در خود مىگيرد. مراد برخى آيات قرآنى، رحمت رحيميّه است (عنكبوت/ ٢١) و مراد برخى ديگر، رحمت رحمانيّه (يس/ ٢٢).
در برخى آيات نيز از هر دوگونه رحمت ياد شده است (تسنيم، ١/ ٢٩٥- ٢٩٢؛ الميزان فى تفسير القرآن، ١/ ٢١؛ علم اليقين فى اصول الدّين، ١/ ١٠٧). اين رحمت فراگير، با بعثت پيامبران الهى (انعام/ ١٤٧؛ اعراف/ ١٥٦؛ اسراء/ ١٠٠؛ غافر/ ٧)، نزول باران (فرقان/ ٤٨؛ شورى/ ١٢٨)، توان يافتنِ انسان در تسخير پديدههاى طبيعى (نحل/ ٧- ٥؛ اسراء/ ٦٦؛ قصص/ ٧٣)، دور شدن بلايا از انسان (اعراف/ ٧٢؛ يونس/ ٢١؛ هود/ ٥٨، ٦٦ و ٩١؛ كهف/ ١٦؛ انبياء/ ٨٣ و ٨٤؛ روم/ ٣٣؛ يس/ ٤٣ و ٤٤؛ فصّلت/ ٥٠)، آسانگيرى خداوند نسبت به انسان (بقره/ ١٨٢- ١٧٣؛ مائده/ ٣؛ نحل/ ١١٥) و پذيرفته شدن توبه او (بقره/ ٣٧) بروز و ظهور مىيابد. آدمى با انجام برخى كارها خويشتن را بيشتر در معرض رحمت الهى قرار مىدهد؛ كارهايى مانند نيكى كردن به ديگران (اعراف/ ٥٦)، جهاد در راه خدا (بقره/ ٢١٨)، شكيبايى و صبر (صبر/ ١٥٦ و ١٥٧؛ نساء/ ٢٥) و فرمانبرى از خدا و رسول (آل عمران/ ١٣١).
***
روح: جان؛ گوهر اصلى وجود آدمى؛ مايه زندگى
روح انسانى، امرى است لطيف كه علم و ادراك انسان مستند بدو است. روح را مبدأ