فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٨٦ - تاريخ تفسير قرآن
معصوم (ع) بسيار آن را نكوهش كردهاند، تفسير به رأى است. تفسير به رأى آن است كه براى تأييد نظر خويش، آيات قرآن را به نفع آن برگردانند و به تفسير و تأويل كشند. رواياتى كه تفسير قرآن را روا نشمردهاند، بدين شيوه نظر دارند نه مطلق تفسير. نخستين مفسّر قرآن، خداوند است (القيامة، ١٩) و سپس، پيامبر اسلام (نحل/ ٤٤) و آن گاه خود قرآن؛ زيرا آيات قرآن معناى يكديگر را بازمىنمايند و به تفسير مىكشند. بنابر روايات معتبر، عترت پيامبر (ع) نيز از مفسّران راستين قرآناند (دائرة المعارف تشيّع، ٤/ ٤٦٩). بدين سان، نهى از تفسير قرآن، طريقه ناصواب تفسير را نشانه گرفته است نه تفسير را (الميزان، ٣/ ٧٦).
تقسيمبندىهاى تفسير:
تفسير قرآن به لحاظهاى گوناگون، تقسيماتى پذيرفته است؛ از جمله تفسير روايى، عرفانى، كلامى، فقهى، ادبى، قرآن به قرآن، موضوعى و ... (ر. ك. كتابشناسى تفاسير قرآن كريم، ١٢).
تاريخ تفسير قرآن:
طبقات مفسّرين اهل سنّت با طبقات شيعيان متفاوت است. اين تفاوت از آنجا پديد مىآيد كه اهل سنّت روايات صحابه و تابعين را داراى حجّيّت مىدانند و در تفسير قرآن از آنها بهره مىبرند. نيز برخى مفسّران اهل سنّت ذوق ادبى، عرفانى و فقهى خويش را در تفسير ملحوظ مىدارند. در برابر، شيعيان، به آراى صحابه و تابعين حجّيّت نمىدهند مگر با روايت بزرگان معصوم (ع) تأييد شوند. بنابر ديدگاه شيعه، عترت پيامبر ٦ در تفسير قرآن مانند خود آن حضرت داراى حجّيّت است. بدين روى، تنها رواياتى را در اين باره معتبر مىشمارند كه از پيامبر اسلام ٦ يا امامان معصوم (ع) نقل شدهاند (قرآن در اسلام، ٤٣- ٥١).
شيعيان بر آناند كه براى نخستين بار، امام على (ع) بود كه در خطبهها و موعظههاى خويش آيات قرآنى را به تفسير درآورد.
گاه نيز از آن حضرت درباره آيات مىپرسيدند و ايشان به تفسير آنها مىپرداخت (سير تطوّر تفاسير شيعه، ٣٠- ٢٨؛ دائرة المعارف تشيّع، ٢/ ٣٣٤). پس از امام على (ع) مفسّران ديگرى ظهور كردند و آثارى فراوان از آنان بر جاى ماند؛ از آن جمله است: تفسير ابن عبّاس در قرن اوّل؛ تفسير عبدالله بن مسعود در قرن ٢، تفسيرهاى منسوب به امام باقر (ع) و امام