فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٢٩ - ٤ وسيله ساختن ديندارى براى دنيادارى
و برخى علماى بزرگ آن را داستانى تخيّلى دانستهاند (طبقات اعلام الشّيعه، ٣/ ١٤٥). شيخ جعفر كاشف الغطاء نيز اين داستان را راست نمىشمارد و از باورهاى اخباريان مىخواند (چشم به راه مهدى، ٩٥ و ١٠٠).
***
منافق: مسلمان ظاهرى
قرآن و سنّت، منافقان را دو دسته دانستهاند:
١. منافق اعتقادى:
كسى است كه به زبان مسلمان است؛ امّا خداوند و رسول و تعاليم دينى را باور ندارد. قرآن از اين منافقان با عنوان «فاسقان» نيز ياد مىكند:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (نساء/ ١٤٥).
٢. منافق رفتارى:
كسى است كه خدا و پيامبر و دين را به دل پذيرفته است؛ امّا در رفتار و اخلاق بر شيوه مسلمانى نيست و از وظايف و تكاليف دينى مىگريزد (ابراهيم/ ٧ و ٨).
ويژگىهاى منافقان:
الف. ويژگىهاى منافق اعتقادى و سياسى:
١. شك و ترديد:
منافقان از آن رو كه از نظر فكرى و اعتقادى به يقين و علم نرسيدهاند، در وادى حيرت و دو دلى سرگرداناند (نساء/ ١٤٣؛ توبه/ ١١٠) و در پى فريب ديگراناند؛ امّا از نظر قرآن كريم، آنان در حقيقت خود را مىفريبند (بقره/ ٩؛ نساء ١٤٢). امام على (ع) نيز بر اين ويژگى اشارت برده و فرموده است: «منافق نيرنگباز و زيانبار و دودل است.» (غرر الحكم، ١/ ٣٤٠)
٢. علم بىعمل:
منافق مىداند؛ امّا عمل نمىكند و بدينسان، بار گناه خويش را سنگين مىكند. وى به جاى نورانى شدن با نور دانش تنها زبان خود را به الفاظ و اصطلاحات مىآرايد. از اين رو، ظاهرش عالم مىنمايد و باطنش جاهل است. امام على (ع) درباره اين ويژگى مىفرمايد:
«علم منافق بر زبان او نشسته است؛ امّا علم مؤمن در كردارش جاى گرفته است.» (همان، ٢/ ٤٧)
٣. زهدنمايى:
منافق به ظاهر از دنيا روى مىگرداند و در باطن سخت بدان مشتاق است. وى در ورع و پارسايى به زبان و ادعا بسنده مىكند و تقوا به جان و جوارح و عملش راه ندارد. به زبان از پرهيزگارى سخن مىگويد؛ امّا در عمل، بىپروا و بىباك است (همان، ٦/ ٢٤١).
٤. وسيله ساختن ديندارى براى دنيادارى:
دنياپرستى در آموزههاى اسلامى بسيار