فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٤٦٢ - ولايت تكوينى امامان
- كه ولايت حقيقى از آنِ او است- ديگر نوبت به غير آن نمىرسد و بدين روى، جز انتخاب و انتصاب الهى، ديگر انتخابها و انتصابها مشروعيّت ندارند و غصب حقّ الهى به شمار مىآيند؛ حقّى كه به امامان معصوم (ع) واگذار شده است (نهج البلاغه، خ ٢ و ٦).
ولايت تشريعى امامان:
امام از منظر قرآن داراى ويژگىهايى است كه جايگاهى خاص بدو مىبخشند (بقره/ ١٢٤). اين جايگاه ويژه، از آن كسانى است كه در معرفت آيات الهى به يقين دست يافتهاند و وظيفه خويش را در برابر خداوند به گونه برتر ادا مىكنند (سجده/ ٢٤). امامان از ويژگى عصمت برخوردارند (احزاب/ ٣٣) و جهل به ساحت وجود آنان راه ندارد (الاصول من الكافى، ١/ ١٩٩) و باطن آنان، منزلگاه الهامهاى غيبى است (همان، ١٧٦).
اين ويژگىها، ولايتى با خود مىآورد كه آن را «ولايت تشريعى» مىگويند؛ بدين معنا كه نظر، گفتار و كردار امامان حجّت است و نمىتوان از آنان در تبيين احكام الهى دليل و برهان بازخواست و مرجعيّت دينى از آنِ ايشان است. امامان (ع) از طريقى رمزى و غيبى كه همانند وحى بر ما پوشيده است، علوم را از پيامبر اسلام ٦ برگرفتهاند و براى مردم بازمىگويند (امامت و رهبرى، مرتضى مطهرى/ ٩٥- ٥٢) و بدين روى، پاسدار و نگاهبان راستين دين و شريعت الهى، آناناند (الشّافى فى الامامة، ٢٠٥ و ٢٦ و ٢٧٦ و ٢٧٧). چنانچه نگاهبان دين از ويژگى عصمت بىنصيب باشد، دين خدا از تغيير و تبديل ايمنى نمىيابد (شرح تجريد الاعتقاد، علّامه حلى/ ٣٤٠).
دانش و راز پيامبر ٦ به امامان رسيده است و هر كس به آنان پناه برد، به حق راه برده است. آنان خزانهدار دانش پيامبرند و احكام شريعت او را بيان مىكنند. حقيقت قرآن و سنّت، نزد آنان است. هيچ كس از مسلمانان را نمىتوان با آنان به قياس نهاد. امامان (ع) پايه دين و ستون يقيناند (نهج البلاغه، خطبه ٢).
ولايت تكوينى امامان:
اگر آدمى از معرفت راستين و يقينى و شهودى بهره بَرَد، ولايت حقيقى پيدا مىكند؛ بدين معنا كه مىتواند در جهان تصرّف كند و با نيروى روحى و معنوى، كرامات و افعال خارقالعاده از خويش بروز دهد. در قرآن كريم نيز از كسى ياد شده است كه توانست تخت ملكه سبا را در يك چشم برهم زدن