فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٧١ - الف مجازات بدنى
بودهاند؛ امّا پس بلوغ مسلمان مىشود و دوباره كافر مىگردد (كشف الغطاء، ٤١٨؛ الخلاف، السّلسلة الينابيع الفقهيّة، ٣١/ ٥٩؛ ارشاد الأذهان، ٢/ ١٨٨؛ تحرير الوسيلة، ٢/ ٣٢٩).
شرطهاى ارتداد:
فقهاى شيعه براى تحقّق ارتداد شرطهايى را معتبر دانستهاند كه بدون آنها كسى را نمىتوان مرتد دانست:
١. بلوغ:
بر سه قسم است: الف. بلوغ نكاح: آن است كه شخص بر زناشويى توانايى يابد. از اين رو، احتلام فعلى شرط نيست (التبيان، ٣/ ١١٦). ب. بلوغ حلم: مراد آن است كه شخص دچار احتلام گردد.
ج. بلوغ أشد: در اين باره ميان فقها اختلاف درگرفته است. برخى آن را كمال عقل دانستهاند (همان، ٧/ ٢٩٢) و برخى، بلوغ رشد شمرده و گفتهاند: بلوغ اشد عبارت از بلوغ نكاح و رشد است و هنگام آن غالباً هيجده سالگى است (الميزان، ٧/ ٣٧٦).
برخى ديگر تعريفى ديگر آوردهاند: بلوغ اشد آن است كه انسان از نظر قواى جسمانى به حدّ كمال برسد و هنگام آن، غالباً هيجده سالگى است (تفسير نمونه، ١٦/ ٣٩). بلوغ حلم هنگامى است كه انسان براى ورود بر والدين مىبايد اذن گيرد. با بلوغ اشد، مرحله كودكى پايان مىپذيرد و تصرّفات مالى با اين بلوغ روا مىگردد.
٢. عقل:
شيعه و سنّى بر اين شرط متّفقاند. ارتداد ديوانه و مست پذيرفته نيست؛ زيرا عقل به ويژه در امور اعتقادى از شرطهاى بنيادى است (تحرير، ٢/ ٤٤٥).
٣. اختيار:
در برابر اجبار و اضطرار است. شيعيان بر اين شرط اتّفاق نظر دارند.
اگر كسى را مجبور به كفر كنند و از روى اكراه كفر بگويد، گفتارش لغو و بيهوده شمرده مىشود (شرايع الاسلام، ٤/ ٩٦٢؛ المبسوط السّلسلة الينابيع الفقهيّة، ٣١/ ١٨٠؛ الخلاف، همان، ٣١/ ٦٦).
٤. قصد:
كسى كه سخن كفرآميز بر زبان مىآورد، بايد با قصد و انگيزه و علم به معانى، آنها را به زبان آورد. اگر در حال خواب، بيهوشى و حتى خشم، كفر بگويد، نمىتوان او را مرتد دانست (تحرير الوسيلة، ٢/ ٤٤٥).
احكام ارتداد:
الف. مجازات بدنى:
فقهاى اماميّه اگر مرتد، مرد باشد، ميان ارتداد فطرى و ملّى فرق نهادهاند. مردى كه مرتد فطرى است، به مرگ محكوم مىشود. اگر مرتد ملّى باشد، نخست او را به توبه وا مىدارند و اگر توبه نكرد،