فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٢٠ - شبهه خردسالى امام
(مسند الامام الجواد، ٤٣، ٨٨ و ٨٩). امام (ع) خود در مدينه و مدّتى نيز در بغداد به ارشاد مردم پرداخت و به امور آنان رسيدگى كرد (سيره چهارده معصوم، ٧٩١).
گاه در جلسههاى علمى با مخالفان مباحثه مىكرد و به شبهههاى آنان پاسخ مىگفت و از حقّانيّت شيعه پرده بر مىداشت (مصنّفات الشيخ المفيد، ١١/ ٢٨٤- ٢٨٢). امام محمّد تقى (ع) پيوسته بر افشاى ستمكارىها و جفاكارىهاى حكومت عبّاسى پاى مىفشرد و پيروان خويش را تشويق مىكرد كه در برابر بدعتها و كژ روىهاى عبّاسيان به مقابله برخيزند (الفصول المهمّة، ٢٧٤؛ مسند الامام الجواد، ٥٦؛ مُحَج الدّعوات، ٥٩).
شبهه خردسالى امام:
امام جواد (ع) نخستين تن از دوازده امام شيعه بود كه در خردسالى به امامت رسيد. پس از ايشان، امام هادى (ع) و امام مهدى (ع) نيز در خردسالى به امامت رسيدند. برخى اين موضوع را به عنوان شبهه مطرح ساخته و كوشيدهاند مسئله امامت ايشان را به ابهام كشانند. هر چند در تاريخ بشر، كسانى را مىتوان يافت كه در كودكى از نبوغ ذاتى فوق العادهاى بهرهمند بودهاند و بدين روى، نمىتوان خردسالى امام (ع) را دليلى بر ردّ امامت ايشان به شمار آورد، امّا شيعيان دلايلى ديگر نيز بر اين افزودهاند: الف. ايمان به خدا مستلزم آن است كه آدمى به اين نيز ايمان آوَرَد كه همه افعال خداوند از روى مصلحت است و بايد بى چون و چرا به آن تن در داد.
خداوند، قادر و حكيم است و بنابر مصلحت، بنده برگزيده خويش را در خردسالى به امامت رسانده است و اين هيچ تناقضى در پى ندارد و امر محالى با خود نمىآورد. ب. بنابر نصّ قرآن، حضرت عيسى (ع) و يحيى (ع) در خردسالى به نبوّت رسيدهاند (مريم/ ٣٠- ١٢). ج. در تاريخ اسلام، نمونههايى در دست است كه مسئوليّتهايى بزرگ و كارهايى سترگ به خردسالان سپرده شده است؛ مانند بيعت امام على (ع) با پيامبر اسلام ٦ در كودكى، نقش داشتن امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در ماجراى مباهله و نيز گواهى آنان در ماجراى فدك نزد خليفه اوّل. د. امامت حضرت جواد (ع) در خردسالى، ذهن مسلمانان را براى پذيرفتن امامت حضرت مهدى (ع) و غيبت ايشان در خردسالى آماده ساخت. ه. چنان كه