فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٧٣ - استدراج غافلگير كردن گناهكاران با نعمت
انكار كردند.» (نمل/ ١٤). اقرار زبانى نيز به تنهايى كافى نيست؛ زيرا خداوند فرموده است: «اعراب گفتند: ايمان آورديم. به آنان بگو: ايمان نياوردهايد؛ بلكه بگوييد اسلام آوردهايم.» (حجرات/ ١٤). اين كسان به زبان بر يگانگى خدا و نبوّت و معاد گواهى مىدادند؛ ولى خداوند با صراحت، آنان را بىايمان مىخواند. پس مىتوان دريافت كه ايمان بر دو پايه باور و اقرار بنا شده است و هيچ يك به تنهايى كافى نيست (تجريد الاعتقاد، ٣٠٩؛ دائرة المعارف تشيّع، ٢/ ٦٥٤). در روايتى از امام على (ع) آمده است كه ايمان بر چهار ركن استوار است: صبر و يقين و عدل و جهاد (اصول كافى، ٣/ ٨٣). برخى متكلمان نيز پنج ركن براى ايمان برشمردهاند:
توحيد، عدل، نبوّت، امامت و معاد (دائرة المعارف تشيّع، ٢/ ٦٥٤). برخى ديگر بر آناند كه ايمان افزون بر باور، اقرار و عمل، ركنى ديگر نيز دارد و آن عبارت است از تبليغ و نشر آيين حق و اقامه دليل بر مبانى دين و زدودن شكّ و ترديد از قلب بندگان (تفسير نمونه، ٢٠/ ٢٧٨). از مجموع آيات، روايات و نيز ديدگاههاى دانشمندان شيعه بر مىآيد كه ايمان سه پايه دارد: باور قلبى، اقرار زبانى و عمل به اركان بدنى (تعريف ايمان).
***
استدراج: غافلگير كردن گناهكاران با نعمت
واژه «استدراج» به معناى فريب دادن و نزديك كردن تدريجى است. مفهوم كلّىِ «انجام تدريجى» در اين واژه نهفته است.
در اصطلاح دينى، مراد از استدراج اين است كه خداوند گناهكاران و نافرمانان جسور و بىشرم را سريع گرفتار عقوبت نمىكند؛ بلكه درهاى نعمت خود را بر آنها مىگشايد. فراوانى نعمت يا آنها را از خواب غفلت بيدار مىكند كه اين همان «هدايت الهى» است و يا بر غرور آنها مىافزايد و عقوبت را سختتر مىسازد كه اين، استدراج است (اصول كافى، ٤/ ١٨٩؛ تاج العروس، ٢/ ٤١؛ تفسير نمونه، ٧/ ٣٣).
«استدراج» دو بار در قرآن كريم به كار رفته است (اعراف/ ١٨٢؛ قلم/ ٤٤). متكلّمان مسلمان، استدراج را در دو معنا به كار بردهاند: الف. امور و كارهاى شگفت و فوقالعادهاى كه از كسانى مانند مرتاضان