فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٠٢ - گونههاى شفاعت
شفاعت در قرآن:
بنابر آيات قرآنى، مردم روزگار پيش از اسلام نيز به گونهاى شفاعت معتقد بودهاند. قرآن كريم بارها از عقايد خرافى آنان درباره شفاعت ياد كرده است. مشركان بر اين باور بودند كه خداوند، آفريدگار هستى است؛ امّا اداره عالم را به فرشتگان و ديگر آفريدگان واگذاشته است و از اين رو، براى تقرّب به خداى متعال، به اين مخلوقات پناه مىبرده و آنها را مىپرستيدهاند (زمر/ ٣؛ يونس/ ١٨). بنىاسرائيل خويش را امّت برگزيده مىپنداشتند و معتقد بودند كه از فرزندان پيامبراناند و به روز قيامت، پيامبران آنان را شفاعت مىكنند (مجمع البيان، ٢- ١/ ١٠٣). قرآن اين باورها را درباره شفاعت رد مىكند و نمىپذيرد كه بدون خواست خدا كسى شفاعت شود و يا بدون شايستگى، منزلتى يابد يا از كيفرى رها گردد. با اين حال، شفاعت- با شرايط بايسته- از سنن حاكم بر نظام هستى است. آيات قرآنى را در اين باره به سه دسته مىتوان تقسيم كرد: ١. آياتى كه شفاعت در قيامت را به كلى رد مىكنند (مدّثّر/ ٤٨؛ بقره/ ٤٨ و ٢٥٤). منكران، با اين آيات شفاعت را مردود مىشمارند.
٢. آياتى كه شفاعت را ويژه خدا مىدانند (زمر/ ٤٤؛ سجده/ ٤). ٣. آياتى كه شفاعت را تنها با رخصت الهى روا مىشمارند (بقره/ ٢٥٥؛ طه/ ١٠٩؛ يونس/ ٣؛ نجم/ ٢٦). در دسته نخست، آيه ٤٨ مدّثّر در همان حال كه مىگويد، برخى كسان بر اثر سنگينى گناهان از شفاعت محروماند، اصل شفاعت را مىپذيرد (الميزان، ٢٠/ ٩٧). آيات ٤٨ و ٢٥٤ بقره نيز به تصريح مفسّران درباره قوم يهود و اعتقادات آنان در باب شفاعت نازل شدهاند (مجمع البيان، ٢- ١/ ١٠٣؛ الكشّاف، ١/ ٢٧٨). اين آيات شفاعت كسى را كه در شفاعت استقلال دارد، نفى مىكنند. بدين سان، ميان اين دسته آيات و آيات ديگر كه شفاعت را مىپذيرند، منافاتى نيست. بنابر آيات دسته سوم، مدبّر عالم، شفيع مطلق است؛ زيرا شفاعت نيز گونهاى تدبير است و اگر كسى از اولياى الهى مقام شفاعت مىيابد، از خدا است؛ همان سان كه ديگر مقامات از خدا است (الميزان، ١/ ١٥٧- ١٥٥؛ پيام قرآن، ٦/ ٥١٥- ٥٠٨).
گونههاى شفاعت:
حقيقت شفاعت، وساطت در خير يا دفع ضرر است. نظر به اين معنا، شفاعت در قرآن و حديث،