فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٦٢ - 4 ناكامى تبليغات ضد دينى
١. حقيقتجويى؛ ٢. زيبايىخواهى؛ ٣. گرايش به خير و فضيلت؛ ٤. عشق و پرستش. گرايش اخير، همان است كه قرآن با عنوان «فطرت اللَّه» از آن ياد مىكند (روم/ ٣٠) و بر يكتاپرستى- به عنوان آيين فطرى انسان- اشارت مىبرد. كاوشهاى بيرونى نيز گواهى مىدهند كه اين گرايش در همه انسانها وجود دارد (الالهيات، ١/ ١١؛ سير حكمت در اروپا، ٣/ ٣٢١). قرآن از توحيد فطرى فراوان ياد مىكند و به ياد مىآورد كه اگر از مشركان بپرسيد، چه كس آسمانها و زمين را آفريده است، مىگويند: «اللَّه!» (زخرف/ ٩؛ عنكبوت/ ٦١) و اگر بپرسيد چه كس شما را آفريده است، پاسخ مىگويند: «اللَّه!» (زخرف/ ٨٧) و اگر بپرسيد زمان و آنچه در آن است، از آنِ كيست، خواهند گفت: «اللَّه!» (مؤمنون/ ٨٩- ٨٤) اين بدان سبب است كه خداشناسى، از امور فطرى انسان است و بديهى و ضرورى است و نيازمند استدلال نيست (چهل حديث، ١٨٥- ١٨١).
دلايل خداشناسى فطرى:
دلايل و شواهد فراوانى در دستاند كه گواهى مىدهند خداشناسى از امور فطرى است:
١. واقعيّتهاى تاريخى:
در تاريخ و جامعهشناسى، ثابت شده است كه همه جوامع انسانى همواره به نوعى دين پايبند بودهاند (تاريخ تمدن، ويل دورانت/ ١/ ٨٩- ٨٧).
٢. شواهد باستانشناسى:
از انسانهاى روزگاران بسيار كهن، آثارى بر جاى مانده است كه حكايت از اعتقاد آنان به خدا و اصل معاد دارد. دفن لوازم شخصى و زندگى و سفر همراه مردگان، موميايى كردن مردگان و ساختن مقبرهها و بناهايى همچون اهرام مصر بر سر گورها، نشانههايى از اعتقاد انسان روزگار گذشته به معاد است.
٣. مطالعات و كشفيّات روانشناختى:
چنان كه پيش اين اشارت رفت، پرستش از گرايشهاى بنيادى و ذاتى انسان است و دانش روانشناسى آن را تأييد مىكند.
٤. ناكامى تبليغات ضدّ دينى:
با اينكه در دورههايى از تاريخ زندگى انسان، برخى كوشيدهاند عليه دين تبليغ كنند و گرايش به دين و ديندارى را از جان انسان بزدايند، فروغ دين هيچگاه به خاموشى نرفته است. ناكامى تبليغات شديد جهان غرب عليه دين در قرون