فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٥٣ - دينسالارى حاكميت دين
و وظيفه زمامدار، تحقّق ارزشها و قوانين الهى است (نساء/ ١٠٥). بدين روى، جامعهاى كه در حاكميّت قوانين الهى به سر نبرد، جامعه طاغوتى است (مائده/ ٤٧- ٤٥؛ مكاسب محرّمه، امام خمينى/ ٢/ ١٠٦).
اسلام براى جامعه اسلامى ويژگىهايى را لازم مىشمارد كه جز از گذر حكومت اسلامى پديد نمىآيند. جامعه اسلامى، آزاد و مستقل است و شهروندان آن مىبايد داراى عزّت نفس باشند و احساس خوارى و سرشكستگى نكنند و نبايد كافران بر آنان استيلا يابند (نساء/ ١٤١؛ نظام سياسى اسلام، نوروزى/ ١٦٩).
براى ضرورت وجود حكومت اسلامى، دلايلى بسيار آوردهاند و از آن جمله است اينكه تنها از گذر حكومت اسلامى مىتوان مسلمانان را به وحدت رساند و احكام اجتماعى اسلام را اجرا كرد و فرائضى همچون جهاد و امر به معروف و نهى از منكر را برپا داشت (ولايت فقيه، امام خمينى/ ١٥؛ ولاية الفقيه، الشّيخ احمد النّراقى/ ١٠٣).
تشكيل حكومت سياسى از آغاز محلّ توجّه مسلمانان بود و پيامبر اسلام ٦ چون به مدينه آمد، بىدرنگ حكومتى براى مسلمانان بنيان نهاد و براى روزگار پس از خويش نيز- به فرمان خدا- حكومت امامان معصوم (ع) را مطرح ساخت؛ امّا ماجراى سقيفه پيش آمد و حكومتى ديگر را پىريخت و مسلمانان را از حكومت آرمانى پيامبر ٦ محروم ساخت.
سرانجام، امام على (ع) و فرزندش امام حسن (ع) براى مدّتى اندك حكومت را در دست گرفتند؛ امّا به دليل توطئهها و دسيسههاى دشمنان و ناآگاهى مسلمانان فرصت نيافتند حكومت را به جاى راستين خويش بازآورند. از آن پس خلافت اسلامى به قالب سلطنت درآمد و سلسلههاى اموى و عبّاسى- كه حكومت را وسيلهاى براى منافع و مصالح خويش مىدانستند- قرنها بر مسلمانان استيلا يافتند. اين ماجرا همچنان ادامه يافت تا سرانجام حكومتى اسلامى به دست امام خمينى در ايران بنيان نهاده شد. امام خمينى اسلام را به عرصه حاكميت بازگردانيد و زمينه جهانىسازى حاكميت دين را فراهم ساخت. شيعه معتقد است كه سرانجام، حكومت جهان به دست امام معصوم (ع) خواهد افتاد؛ امامى كه هم اكنون غايب است.