انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٩٧
دموكراسىهاى غربى چارچوب عبارت است از منافع وخواست صاحبان ثروت و سرمايهداران حاكم بر سرنوشت جامعه! تنها در آن چارچوب است كه رأى مردم اعتبار پيدا مىكند و نافذ است.
اگر مردم چيزى را كه بر خلاف منافع سرمايهداران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى- و بر اثر آن قدرت سياسى- است بخواهند هيچ تضمينى وجود ندارد كه اين نظامها و رژيمهاى دموكراتيك تسليم خواست مردم شوند. يك چارچوب محكم و ناشكننده بر همه اين خواستها و دموكراسىهاى حاكم است. در كشورهاى سوسياليستى سابق كه آنها هم خودشان را كشورهاى دموكراتيك مىناميدند اين چارچوب حزب حاكم بود در خارج از چارچوب تمايلات و سياستها و انگيزههاى حزب حاكم رأى مردم هيچ توانايى و كاربردى نداشت. به هر حال اين چارچوب وجود دارد. امتياز نظام اسلامى در اين است كه اين چارچوب احكام مقدس الهى و قوانين قرآنى و نور هدايت الهى است كه بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانى و آنها را هدايت مىكند. «١» تأمل در عبارات فوق بيانگر اين حقيقت است كه مردم سالارى دينى در نگاه مقام معظم رهبرى در راستاى سياست ديناميكى و پوياى اسلامى مطرح است، زيرا سياست اسلامى نسبت به شهروندان، خنثى و بىطرف نيست و تنها در مقام تأمين نيازهاى مادّى و حفظ وضع موجود نيست بلكه در اين رويكرد سياسى هدايت مردم و به پيش بردن آنها بر مبناى آموزههاى دينى يكى اصل اساسى است و معناى هدايت مردم اين است كه بر اثر تعليم و تربيت درست و راهنمايى مردم به سرچشمههاى فضيلت كارى بشود كه خواست مردم در جهت فضايل اخلاقى باشد و هوسهاى فاسد كنندهاى كه گاهى به نام آراء و خواست مردم مطرح مىگردد از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه مىكنيد در بسيارى از دموكراسىهاى غربى زشتترين، انحرافات به عنوان اين كه خواست مردم است، صبغه قانونى پيدا مىكند و رسمى مىشود و به اشاعه آن كمك مىگردد. اين غيبت عنصر معنوى و هدايت ايمانى را نشان مىدهد «٢» طبيعى است كه نقش سازنده و هدايتگر حكومت اسلامى متكى به آراء مردم زمانى قابل تحقق است كه حاكمان در اجراى احكام الهى كوشا باشند و لازمه آن، اين است كه زمام امور همواره در دست حاكمان شايسته و صالح باشد. «٣» اگر چنين شد، بناى حكومت اسلامى اين مىشود كه مردم را از ظلمات به نور ببرد در كشاكش مسائل جهان و ميان مردم هم ظلمتهاى فراوانى سر راه قرار مىگيرد.
اراده دين است كه انسان را از ظلمات خودخواهى، خودپرستى، شهوت، محصور بودن در مسائل