انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٣٨
گفتمان اخبارىگرى و اجتهاد اصولى فقه شيعه در طى قرون آغازين تأسيس تا قرن دهم قمرى به نظام فقه اجتهادى وفادار ماند و براساس آن به استنباط احكام مىپرداخت. در قرن دهم هجرى اين فقه توسط گروه اخباريون با چالش مواجه شد. اين دسته، مجتهدان سابق بر خود را به خاطر پيروى از اصل اجتهاد به طعنه گرفته و ضمن اين كه اين روش را طريقه اهل سنت معرفى كردند، مجتهدان سلف را نيز بر همين سياق، رهروان طريق اهل سنت خواندهاند. پس از آنكه در قرن دهم هجرى ملا محمد امين استرآبادى به طرح مبانى اخبارىگرى پرداخته، مبانى اجتهاد را مطرود دانست و با طرح اين مسائل در حوزه فقه شيعه طرفدارانى يافت، فرهنگ اخبارىگرى به مدت دو قرن بر عرصه فقه شيعه حاكميت يافت. اين مكتب گرچه با اجتهاد به مخالفت پرداخت و اجتهاد را ساخته و پرداخته اهل سنت مىدانست، اما اين به آن معنا نبود كه آنها خود اصلا دست به اجتهاد نزنند، بلكه اجتهاد آنها در دايرهاى محدودتر و با منابعى محدودتر انجام مىشد:
اخباريين نيز قائل به اجتهاد هستند منتها در دايره محدودتر يعنى اجماع و عقل را حجت نمىدانند به عنوان مبانى اجتهاد، و فقط به كتاب و سنت عمل مىكنند. «١» اختلاف ميان اخباريون و اصوليون به گونهاى بود كه اينان در راستاى اثبات مكتب فكرى خود و طرح جناح مقابل به حدى پيش رفتند كه همديگر را به كفر و فسق متهم مىكردند:
اختلافاتى كه بين اصوليون و اخباريون ما هست، از اختلافات بين شافعى و نمىدانم امامى يا حنفى و فقه امامى كمتر نيست ... همديگر را تكفير مىكردند، همديگر را تفسيق مىكردند! «٢» در سوى مقابلِ اخبارىگرى، مجتهدين بزرگى چون وحيد بهبهانى و شاگردان ايشان با استدلالات علمى به اخباريون اين مطلب را القا كردند كه اجتهاد از مؤلفههاى فقه شيعه بوده و برآمده از آموزههاى اهل بيت است:
اجتهاد در شيعه پايه شرعى و حديثى دارد، يعنى خود حديث هست، خود سنت هست.
سنت گرفته شده از ائمه هست كه ما را به اجتهاد تشويق مىكند. اجتهاد بنابراين يك منشأ عقلانى ندارد در فقه شيعه بلكه يك منشأ نقلى و حديثى دارد، اين اساس اجتهاد است. «٣» و در نهايت با مجاهدتهاى بىشمار و استدلالات و مطالب علمى كه از سوى مجتهدين و اصوليونِ بنام آن عصر، در مقابل اخباريون ارائه شد اخبارىگرى به چالش افتاده و حاكميت فكرى