انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٣
از اين پس شوراى انقلاب كانون و محور هدايت حركتهاى انقلابى و سازماندهى انقلابيون شد. سازماندهى راهپيمايىها، برقرارى ارتباط ميان مبارزين، بررسى و كنترل اوضاع داخلى، تعيين چگونگى و استراتژيهاى برخورد با سران رژيم و نهادهاى وابسته به آن، ايجاد پل ارتباطى داخل با رهبرى كه در فرانسه اقامت داشت، از جمله مهمترين اقدامات و وظايف شوراى انقلاب به شمار مىرفت. مدرسه رفاه محل تشكيل جلسات و مقر فرماندهى مبارزات بود. روزهاى آخر عمر رژيم فرار شاه و نخست وزيرى بختيار و اعلام بازگشت امام به وطن پس از سالها دورى، التهاب عجيبى در كشور به وجود آورده بود. خبر بستن فرودگاهها و ممانعت از ورود امام به وطن و لزوم انجام اقداماتى از سوى مبارزين و رهبران آنها مدرسه رفاه مقر شورا را پر جنب و جوش كرده بود.
آن روز كه قرار بود امام بيايند و نيامدند، ما رفتيم بهشت زهرا يك سخنرانى شهيد بهشتى كردند بعد هم قطعنامهاى كه تهيه كرده بوديم خواندم و برگشتيم. وقتى برگشتيم، صحبت شد حالا بايد قدم بعدى چه باشد؟ فكر تحصن در تهران (مسجد دانشگاه) بىارتباط با تحصن در مشهد نبود ... ما فوراً رفتيم داخل مسجد و آن اطاقك بالاى مسجد را ستاد كارهايمان قرار داديم. «١» سخنرانى، انتشار بولتن، انتشار اعلاميه، تبليغات، اعزام افراد به مراكز مختلف و حجم بالاى كارها پس از ورود امام به وطن، دبيرستان علوى را نيز در خدمت شورا قرار داد. لحظات و روزهاى پر حادثهاى كه مىبايست از اين دو مكان كوچك مديريت مىشدند.
آن روزها لحظات آن قدر پر حادثه بود كه قدرت ذهنى و حتى چشم انسان قادر نبود همه اين حوادث را ببيند و تمام مشكلات و فتوحات و حوادث و تازههاى كشور در آن چند روز داشت خودش را نشان مىداد و در اين محدوده مكانى كوچك و بر يك عده معدودى تحميل مىشد كه بايد آنها را حل و فصل كنند «٢» روزهاى فجر انقلاب يكى پس از ديگرى سپرى مىشدند تا اينكه در روز ٢٢ بهمن ٥٧ پس از سالها تلاش و مبارزه و نثار خونهاى هزاران شهيد و تحمل مرارتهاى زندان و تبعيد، تلاش ملت و مبارزان به بار نشست و ديو استبداد و استعمار رفت.
روز ٢٢ بهمن من در آن كارخانه بودم كه خبر حمله نيروهاى گارد به نيروى هوايى را شنيدم كه به وسيله مردم شكست خوردند و تار و مار شدند. در راه بازگشت از آن كارخانه بودم كه ناگهان