انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٣١
مردمند و ديگرى رهبرى. هرگاه اين سه عنصر در كنار هم قرار گيرند و جهتگيرى يكسان داشته باشند، انقلاب شكل مىگيرد. بديهى است هر چه قوت اين سه ركن بيشتر باشد، سرعت شكلگيرى و پيروزى انقلاب نيز بيشتر خواهد بود: «١» الف. مكتب انقلاب اسلامى ايران بر پايه انديشه و جهانبينى اسلامى استوار است. تفسير انسان، تفسير تاريخ، تحليل حوادث حال و گذشته و آينده، تفسير طبيعت، تبيين همه علايقى كه انسان را با دنياى بيرون از وجود او، يعنى جهان، اشياء و انسانها مرتبط مىكند و نيز فهم و درك آدمى از وجود خود و خلاصه همه چيزهايى كه نظام ارزشى جامعه را مىسازد و آن را بر اداره مطلوب خود قادر مىسازد، از اين جهانبينى الهى ريشه و مايه مىگيرد و منشعب مىشود. «٢» نظر به اينكه دو برداشت انحرافى و متضاد از اسلام در جامعه وجود داشت، كه يكى فهم كوتهنظرانه، تعصبآميز و متحجّرانه و ديگرى برداشت متجددانه و تساهلآميز، «٣» رهبر انقلاب برداشت صحيح را با نام اسلام ناب به جامعه معرفى كرد و انقلاب را بر مبناى آن پيش برد. مقام معظم رهبرى در اين باره مىفرمايد:
در انقلاب اسلامى، اسلام كتاب و سنت، جايگزين اسلام خرافه و بدعت؛ اسلام جهاد و شهادت، جايگزين اسلام قعود و اسارت و ذلت؛ اسلام تعبد و تعقل، جايگزين اسلام التقاط و جهالت؛ اسلام دنيا و آخرت، جايگزين اسلام دنياپرستى يا رهبانيت؛ اسلام علم و معرفت، جايگزين اسلام تحجّر و غفلت؛ اسلام ديانت و سياست، جايگزين اسلام بىبند و بارى و بىتفاوتى؛ اسلام قيام و عمل، جايگزين اسلام بى حالى و افسردگى؛ اسلام فرد و جامعه، جايگزين اسلام تشريفاتى و بىخاصيت؛ اسلام نجاتبخش محرومين، جايگزين اسلام بازيچه دست قدرتها؛ و خلاصه اسلام ناب محمدى (ص) جايگزين اسلام امريكايى گرديد. «٤» اساسىترين مبناى جهانبينى الهى و اسلامى، اصل توحيد به معنى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غيبى او و حاكميت علم، قدرت، عزت، جلال، جمال مطلق، اراده و مشيّت او بر هستى، است «٥» و همه امور ديگر به نحوى از انحاء به توحيد باز مىگردند. يكى از نكات برجسته و قابل توجه در زمينه انقلاب اسلامى ايران اين بود كه دين اسلام سازنده فرهنگ ملّى شد و به همين