انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٤٦
ب) مكتب امام خمينى امام خمينى كه در مكتب فقيهان سلف تحصيل و در عين حال به همان روش تدريس و تأليف مىكرده است، از اين جهت در نقطه مقابلى با فقه سنتى نبوده و در مقابل مكتب قديم فقه قرار ندارد؛ چه اين كه امام خمينى خود بر اين امر تأكيد بسيار نموده و در مرحله عمل نيز پايبندى خود به اين سبك و روش را نشان داده است.
تفسير خط امام، اسلام فقاهت است. يعنى، همان فقه سنتى، همان شيوه اجتهاد كه مجتهدين احكام را مىتوانند استخراج كنند. اين اسلام سنتى است و اسلام فقاهتى است. «١» اما تبعيت از روش فقه سنتى و فقيهان سلف، ايشان را از تحول و پيشرفت بازنداشته و روح پرخروش و ضرورت نياز به تحول فقه شيعه متناسب با زمان حاضر، امام را واداشته است كه در حوزههاى متعددى در فقه شيعه تحول ايجاد كند و بابهايى را در فقه شيعه بگشايد كه در ادوار سابق به آن پرداخته نشده و مورد عنايت قرار نگرفته بود:
در همه چيز ايشان (حضرت امام) همين جوشش و پيشرفت و نوآورى وجود دارد، از جمله در باب فقاهت، يعنى ملايى مثل امام كه هم از لحاظ ملايى كسى نمىتواند رويش حرف بزند. خب ملا قوى، هم از لحاظ آگاهى به مناطقى كه فقهاى گذشته ما آگاه نبودند به آن مناطق «٢» بر اين اساس مىتوان روش و نگرش امام در استنباط و اجتهاد را به نوعى، متفاوت از فقيهان سلف دانست و مكتبى خاص را به نام امام خمينى رقم زد. تفاوت فقه امام خمينى با ساير فقيهان، نه در روش استنباطى، بلكه در نوع نگاه متفاوتى است كه امام به فقه دارد و بر اساس آن فقه شيعه را از قالب فقه فردى خارج كرده و حوزه وسيعترى از جامعه رابه آن اختصاص داده است كه نگرش حكومتى به فقه داشتن و رفع نيازهاى شئون حكومت از مهمترين شاخصههاى اين مكتب محسوب مىشود. در اين مكتب اداره نظام اجتماعى مردم در كنار پاسخگويى به نيازهاى فردى، محوريت داشته و هيچ شأنى از شئون مردم و جامعه در حوزه فقه فروگذار نشده است:
فقه شيعه را كه به خاطر طول سالهايى كه فقهاى شيعه و خود گروه شيعه در دنياى اسلام، دسترسى به قدرت و حكومت نداشتند، و فقه شيعه، يك فقه غير حكومتى، و فقه فردى بود، امام بزرگوار كشاند به سمت فقه حكومتى ... امام بزرگوار فقه شيعه را از دورانى كه خود اين بزرگوار