انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢١٢
سياستبازى است. تلاش سياسى يعنى آگاه شدن از جريان كنونى جامعه و خطراتى كه آن را تهديد مىكند، مشخص كردن جبهه دوست و جبهه دشمن و گرفتن موضع مناسب در قبال آنها. «١» ايشان يادآور مىشوند كه جهتگيرى فرهنگ سياسى مشاركتى و اقدام به فعاليت سياسى حتماً عليه دولت و مسئولان و نظام نيست، فعاليت سياسى با بد گفتن، فحاشى و اهانت به اين و آن حاصل نمىشود؛ اين [شيوه] نوعى تقلب و سياسىكارى است. «٢» با اين تذكر اخلاق در متن فرهنگ سياسى مشاركتى از نوع اسلامى جايگاه والايى پيدا مىكند كه در تضاد با فرهنگ مشاركتى سكولار قرار دارد.
رهبر معظم انقلاب قدرت واقعى را نهفته در فرهنگ سياسى مشاركتى با توجه به ابعاد معرفتى، گرايشى و عملى آن مىدانند:
قدرت واقعى، عبارت است از قدرت ملتى كه؛ اولا؛ آگاه باشد پيرامون او چه مىگذرد.
ثانياً؛ به حق و راه خود ايمان داشته باشد.
ثالثاً: تصميم بگيرد كه اين راه را ادامه دهد.
اگر ملتى اين سه خصوصيت را داشت، هيچ قدرتى در دنيا از او قوىتر نيست. «٣» با توجه به مباحث ياد شده، روشن مىشود كه آيت الله خامنهاى فرهنگ سياسى تبعى يا انفعالى را رد مىكنند، اينكه حاكمان خود را ارباب مردم بدانند، از آنان فقط اطاعت بىچون و چرا طلب كنند و حقى براى مردم در حاكميت قائل نباشند يا مردم خود را يكسره تابع و مطيع قدرت بدانند، در اظهار نظر سياسى و تحليلها برخورد سردى از خود نشان دهند، علاقه چندانى به فعاليت سياسى نداشته باشند، اسلام يا دينرا جداى از سياست فرض كنند، در تصميمسازىهاى مسئولان نقش منفعلانه داشته باشند و يا كنار بكشند، از نظر فرهنگ سياسى اسلامى پذيرفته نيست. اين نوع فرهنگ در نظامهاى استبدادى و طاغوتى ترويج مىشود، رهبر معظم انقلاب در طرد اين فرهنگ با اشاره به قبل از انقلاب اسلامى مىفرمايد:
مردم به عنوان صاحبان اصلى كشور مطلقا مطرح نبودند. در اين ملك بزرگ، يك ناصرالدين شاهى حكومت مىكرده كه او همه آحاد اين مردم را نوكران خويش مىدانسته؛ اعم از نوكران رسمىاش كه از صدر اعظمش گرفته تا وزراء ... آحاد مردم هم كه رعيتشان بودند ... [اين] سياست و عقليت حاكم، ذهينّت حاكم بر كل كشور بوده، قرنهاى متمادى ملت نقشى نداشتند. «٤»