انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٢
اسلامى و احكام الهى براى مردم باز خواهد شد و ما مشكلات جامعه را بر مبناى تفكر اسلامى و با شيوه فقاهت حل خواهيم كرد. «١» فقه اسلامى اگر بخواهد براى نظام اسلامى پاسخگو و رافع نياز باشد بايد به شيوه و متد مأمور به خودش مورد بازنگرى قرار بگيرد. «٢» ٣. شناخت شرايط و مسائل جامعه نبايد تصور بشود كه فقها بايد بروند در مدرسهها بنشينند و كار به دنيا نداشته باشند! آن فقيهى كه كار به دنيا ندارد، از اوضاع دنيا خبر ندارد، چگونه مىتواند براى زندگى انسانها از قرآن و حديث و متون اسلامى نظام شايسته را استخراج كند؟! «٣» ٤. تحول در انتظارات پس از انقلاب اسلامى ايران و حاكميت فقه بر كشور ايران، نيازهاى روزافزونى در حوزه فقه وارد شده و سطح انتظار پاسخ گويى از حوزه اجتهاد از محدوده فقه فردى و عبادى بالا رفته و به سقف مسائل اجتماعى و سياسى، بلكه تمام شئون حكومت رسيده است. و طبيعتاً فقيهان نيز مىبايست با عنايت به نوع پرسشها در حوزههاى نوظهور به پاسخ اقدام نمايند:
اين حرف كه با انقلاب ما اسلام يك حيات دوبارهاى پيدا كرده و آينده بشريت آيندهاى آميخته به اسلام و راهنمايىهاى اسلام و نظام اسلامى خواهد بود، اين ادعا- كه ادعاى درست و دقيقى هم هست و نشانههايش راهم داريم مشاهده مىكنيم- احتياج به اين دارد كه ما براى استنباط اسلام و فهم اسلام و كار روى اسلام سرمايهگذارى بيشترى بكنيم. «٤» انقلاب اسلامى ايران اين فرصت را به فقه شيعه داده است كه ظرفيتهاى بالقوه خود را به فعليت برساند و حيثيتهاى اجتماعى خود را به منصه ظهور برساند:
فقاهت بايد به ما، نيازهاى امروزمان را پاسخ بدهد، ما امروز مىخواهيم حكومت كنيم. ما مىخواهيم دولت تشكيل بدهيم، ما مىخواهيم بخشهاى مختلف اين جامعه را اداره كنيم، جواب همه اينها در اسلام هست بايستى از اسلام استخراج بشود. «٥» فقه استدلالى ما، فقه فردى بود. حالا شده است فقه يك نظام، فقه اداره يك كشور، بلكه فقه اداره دنيا. دعوى ما اين است ديگر، ما مىگوييم با اين فقه دنيا را مىشود اداره كرد ديگر. مخصوص ايران كه نيست. «٦»