انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٧
نام دستگاه حاكم جبار وجود دارد كه به خاطر مبارزه با او بايد از مبارزههاى كوچك دست برداشت؛ همه قبول نداشتند كه طلبه جوان حق دارد در كنار درس و مطالعه و مباحثه گاهى هم مظالم و فجايعى را كه در جامعه ما مىگذرد بر زبان جارى كند و خلاصه همه قبول نداشتند كه يك انسان موظف است در دوران اختناق با دستگاه حاكم جبار طاغوتى كه فسادشان بر همه واضح بود مبارزه كند. «١» تنها عده كمى از ياران امام و فضلاى جوان بودند كه جرأت كردند به تأسى از امام و مقتداى خويش اسير جوّ نشوند و حركت آن بزرگوار را ادامه دهند. نا اميد نشده و مبارزه را به پيش ببرند. طلاب و فضلاى جوان بودند كه در فضاى غمانگيز و غربت زده آن روز يكّه و تنها عَلَم مبارزه را بر پا داشتند، على رغم همه بىمهرىها و نگاههاى سرد و يخ زده و على رغم سيلى كه بر گونه زخم ديدهشان نواخته مىشد پرچم دفاع از هويت دينى و ملى را برافراشته نگه داشتند:
يك عده فضلا و طلاب جوان خيلى زحمت كشيدند، خيلى محروميتها را تحمل كردند، خيليها به خاطر اين كه توسط ساواك به زندان رفته بودند اسمشان از ليست حقوق قطع شد. آنهايى كه سينه را سپر مىكردند و در خط مقدم مىايستادند غالباً تنها گذاشته مىشدند و كسانى كه بايد به اينها كمك مىكردند به درد اينها مىخوردند و به داد اينها مىرسيدند، نمىرسيدند. «٢» اگر فهم و درك اين عده از روحانيون نبود كه در آن روز نياز زمان را درك كردند و با همه سختيهايش به آن پاسخ گفتند و براى آن سرمايه گذارى نمودند، شعله نهضت خاموش مىگشت و انقلاب پيش نمىآمد و حتى از خود روحانيت هم اثرى باقى نمىماند:
اين گروهى كه در آن روز مبارزه را انجام دادند روحانيت را نجات دادند. «٣» عناصر اصلى مبارزه، يعنى طلّاب و فضلاى جوان پس از سركوبهاى سال ٤٢ و ٤٣ دو اقدام را سرلوحه كارهاى خويش قرار دادند: يكى مبارزه مخفى وتشكيلاتى و سازماندهى نيروهاى باقى مانده و دوم كه مهمتر و اساسىتر بود كارى علمى بود. از اولين سازمانهاى مخفى، هيئت مؤتلفه بود كه پس از ترور منصور توسط آنها، تعدادى از اعضا شهيد و زندانى شدند:
يكى هم همين سازمانى بود كه ما در قم داشتيم طرح ريزى مىكرديم و به وجود مىآورديم ...
علاوه بر اين كه كارهاى بنيانى و فكرى هم انجام گرفت. «٤» اين تشكيلات مخفى و انقلابى كه در سال ٤٣ هسته اوليه آن توسط ايشان و جمعى از