انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٦١
ستايشگر و نيايشگر او شود ... كه اين والاگرايى، خود مرتبهاى از والايى است و بجز آن ذات متعال هيچ كس و هيچ چيز در رتبتى نيست كه انسان را بنده و ستايشگر خود سازد. همه بتهاى جامد و جان دارى كه خود را بر مغز و دل و تن انسان تحميل كرده و قلمرو خدا را در پهنه زندگى انسان، غاصبانه به تصرف در آوردهاند پليدىها و پليدهايى هستند كه آدمى را از طهارت و صفاى فطرىاش ساقط كرده و بدو خفت و ذلت دادهاند و انسان براى آنكه رتبه والاى خود را بازيابد، بايد از آنها روى بگرداند و ننگ آلودگى به عبوديت آنان را از خود بزدايد. هيچ بينش انسانگراى مادى نتوانسته است برترى و گزيدگى و اصالت انسان را با اين ظرافت و عمق مطرح سازد. «١» بنابراين اساسىترين اصل در همه نظامها و معارف و دستور العملهاى اسلامى توحيد است و حضرت آية اللَّه خامنهاى بيش از ديگران به اين اصل توجه و عنايت داشته و دارند و اين بخش را با اين جمله ايشان جمع بندى مىكنيم و به پايان مىبريم كه:
توحيد برخلاف برداشت عاميانه رايج كه آن را صرفاً يك نظريه فلسفى و ذهنى تلقى مىكند، يك نظريه زير بنايى در مورد انسان و جهان و نيز يك دكترين اجتماعى و اقتصادى و سياسى است. در ميان واژههاى مذهبى و غير مذهبى، كمتر واژهاى را مىتوان يافت كه تا اين حد پر بار از مفاهيم انقلابى و سازنده و ناظر به ابعاد گوناگون زندگى اجتماعى و تاريخى انسان باشد. تصادفى نبوده است كه همه دعوتها و نهضتهاى الهى در طول تاريخ با اعلان يگانگى خدا و ربوبيت و الوهيت انحصارى او آغاز مىگرديده است. «٢» اصل سوم: نياز بشر به وحى و هدايت آسمانى از برجستهترين مبانى و اصول فلسفه سياسى اسلام و سنگر نشينان اسلام ناب آن است كه گر چه انسان با قوه خرد و عقل هم در ادراك و معرفت، هم در گرايشها و خواستهها و هم در توانايى و قدرت، سرشتى ممتاز و فراتر از ساير پديدها و موجودات يافته است و همين قوه عاقله فصل ممّيز و ترسيم كننده شخصيت بى نظير انسان مىباشد، «٣» لكن بر خلاف راسيوناليسمِ غربى تعقل و خردوزى و رسول باطنى هرگز او را از هدايتهاى آسمانى و حمايت و پشتيبانى نيرويى بيرونى و رسولان الهى بىنياز نمىسازد، بلكه آنها را مكمل يكديگر و متلازم با هم مىباشند و هرگز عقلانيت با وحى گرايى و تعبد به شريعت الهى منافات ندارند.