انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٢٤
استكبار جهانى و عوامل داخلى آنها در منحرف ساختن مردم از اين آرمان اشاره مىكنند. اما چون مستكبران جهانى «در دنيا نمىتوانند ملتها را مأيوس كنند از عدالتخواهى شان و حقطلبىشان ...، لذا سعى مىكنند يكى از دو كار را بكنند: يا اين سرچشمه را در اين جا بكلى از بين ببرند، يا چون مىدانند كه با بيدارى ملت، با زنده بودن اين ملت اين كار ممكن نيست، مىخواهند محتواى جمهورى اسلامى را از بين ببرند، ولو صورت آن محفوظ بماند؛ جهتها را، جهتگيرىها را عوض كنند؛ سعى شان اين است؛ در مفاهيم مسلّم و بيّنات انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى خدشه ايجاد كنند.» (١٤/ ٣/ ١٣٨١)
٦. ولايت فقيه (حكومت در عصر غيبت)
ولايت فقيه يكى از آموزههاى مهم كلامى- فقهى شيعى است كه از سوى ائمه معصومين (ع) براى تدبير وضعيت سياسى عصر غيبت تدبير شده است. هر چند غالب مباحث مطرح شده در باب ولايت فقيه، از رويكرد فقهى مطرح دنبال شده است، اما به نظر مىرسد با توجه به تقدم و اوليّت و اولويتِ مباحثِ كلام سياسى بر فقه سياسى، لازم است ابتدا از رويكرد كلامى مبانى نظرى ولايت فقيه مطرح شود و سپس با بهرهگيرى از اين مبانى مباحث فقهى ارائه شوند.
برخى از معاصرين نيز متذكّر همين بعد كلامى ولايت فقيه شدهاند. «١» شاخصه بحث كلامى، از نظر ايشان ارتباط يافتن آن با خداوند و افعال او دانسته شده است. از اين رو در صورتى كه ولايت فقيه را در تالىتلو مباحث امامت به عنوان لطف و انتصاب الهى، مطرح نماييم، به نوعى به لطف و عمل الهى استناد شده است.
رويكردهاى موجود به بحث ولايت فقيه را در دو گونه اصلى مىتوان طبقهبندى كرد. گونه نخست، مباحثى هستند كه با استدلال عقلانى و بر اساس مبانى امامت شيعى مطرح مىشوند.
اين گونه مباحث را مىتوان در كل رويكرد كلام سياسى دانست. از آنجا كه طبق تعريف شهيد مطهرى، علم كلام علمى است كه به استخراج عقايد اسلامى و تبيين و دفاع از آنها مىپردازد، «٢» از اين جهت توضيح و تبيين كلان ولايت فقيه به عنوان يك آموزه اسلامى، از سنخ مباحث كلام سياسى خواهد بود. سنخ ديگر مباحث كلام سياسى را در باب ولايت فقيه مىتوان مباحث دفاعى- تطبيقى دانست. اين مباحث به دفاع استدلالى از ولايت فقيه از منظر عقلانى مربوط