انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٦٠
انسانها را در رابطه با نعيم جهان داراى حق برابر مىشناسد. امكانات و فرصتها به طور مساوى در اختيار و از آن همگان است تا از اين بساط گسترده هر كس به قدر نياز و در شعاع سعى و عمل خود بهره گيرد، در اين پهنه بيكرانه هيچ منطقه اختصاصى و محصور وجود ندارد.
همگان مىتوانند همت و ارادهى خود را در دستيابى به گوناگون بهره اين جهان بيازمايند اين فرصت ويژه هيچ تيره نژادى، جغرافيايى، تاريخى، و حتى ايدئولوژيكى نيست. «١» ايشان در ادامه به آياتى براى مدعاى خود استناد كردهاند مثل هو الذى خلق لكم ما فى الارض جميعاً. (بقره/ ٢٩) و در معناى آيه مىفرمايد اوست آنكه همه موجودى زمين را براى شما (انسانها و نه دسته و تيرهيى خاص) آفريد.
اين برابرى و تساوى در حركت استكمالى و پيمودن صراط مستقيم و رسيدن به درجات عاليه كمال نيز لحاظ شده است. معظم له در اين رابطه يكى از ابعاد توحيد از ديدگاه يك جهان بينى عمومى را چنين ترسيم مىكند.
[توحيد] به معناى يكسانى و برابرى انسانها در امكان تعالى و تكامل نيز هست. چون گوهر و سرشت انسانى در همه يكسان است ... پس هيچ كس نيست كه در ذات و سرشت از پيمودن صراط مستقيم تعالى و تكامل ناتوان باشد. از اين رو دعوت خدا، دعوتى عام است، ويژه كسانى يا ملتى يا طبقهاى نيست ... و ما ارسلناك الا كافة للناس «٢» - ما تو را جز براى انسانها به طور عموم- و نه براى جمعى خاص نفرستاديم «٣» ٧- ١- ٢. آزادى حقيقى انسان:
روح عبوديت خدا حريت و آزادگى و رهايى از بندگى و سلطه ديگران است. به ديگر سخن تنها راه خلاصى از محدوديتها و بندگىهاىِ بدلى و دروغين و ذلت آفرين، تن دادن به بندگى حقيقى و عزت بخشِ خداى واحد است:
بنابر اصل توحيد انسانها حق ندارند هيچ كس و هيچ چيز جز خدا را عبوديت و اطاعت كنند و همه تحكّمات و تحميلاتى كه از طرف قدرتگونههاى تاريخ بشريت رفته، غلط و برخلاف حق بوده است. «٤» ايشان توحيد را به معناى تكريم و ارزش دادن به انسان مىدانند:
عنصر فاخر و ارجمند انسان بسى ارزندهتر از آن است كه اسير و مقهور و ذليل در برابر هر كسى بجز خدا باشد. تنها آن هستى مطلق و كمال زيبايى مطلق است كه مىشايد انسان، شيفته و