انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٧٥
و پاسخگوى نياز فكرى بشر متحول و مترقى اين زمان است. و همچنين يك نظام اجتماعى را، يك نظام زندگى را ارائه مىكند. و به اصطلاح رايج، اسلام به عنوان مكتب زندگى، فلسفهاى براى اداره زندگى انسان دارد. «١» اين نوشتار بر اساس قدر متيقّنى از معانى اول، سوم و چهارم بنا شده است؛ يعنى آنچه با عنوان فلسفه سياسى توسط فيلسوفان مسلمان برمبناى پيشفرضهاى اسلامى بيان شده است. «٢» بنابراين تلاش خواهيم كرد از به كار بردن معناى عام فلسفه سياسى خوددارى كنيم.
١. مسئله فرد و جامعه از مسائل اساسى فلسفه سياسى اسلام در انديشه سياسى مقام معظم رهبرى مسئله فرد و جامعه است، تا آن جا كه انسانسازى و جامعهسازى را يكى از بزرگترين هدفهاى اسلام مىدانند. «٣» ايشان براساس مبانى ارزشى خويش ابتدا جامعه را به دو بخش جامعه اسلامى (توحيدى، معنوى، آرمانى) و جامعه جاهلى تقسيم مىكنند و معتقدند يكى از رسالتهاى عمومى انبيا توجه به سالمسازى جامعه بوده است:
پيامبران آمدهاند تا دنيا را به شكل نوينى بسازند تا نابسامانيها را ريشهكن كنند، تا رستاخيزى در محيط جاهلى زمان پديد آورند ... جامعهاى بسازند براساس توحيد و عدل اجتماعى و تكريم انسان و تأمين آزادى و براى حقوقى و قانونى ميان همه گروهها و افراد و نفى استثمار و استبداد و احتكار؛ يعنى تحمل و تحميق؛ و ميدان دادن به استعدادهاى انسان و تشويق به انديشمندى و دانشآموزى و خلاصه جامعهاى كه مهد پرورش و تعالى انسان از همه سو و با همه ابعاد اصلىاش باشد و او را در مسير تكامل تاريخاش از نقطه تحول و نقطه عطفى بس مهم بگذارند.
اين است وظيفهاى كه پيامبران خدا براى قيام به آن برانگيخته شدهاند. «٤» يكايك انسانها و افرادى كه در جامعه و نظام توحيدى زندگى مىكنند، روش تفكرشان، رفتارشان با برادرانشان، رفتارشان با همه انسانها، رفتارشان با زندگى شخصى خودشان وضعيتى دارد جدا از وضعيت مردمى كه در نظامهاى مادى زندگى مىكنند: با خدا زندگى مىكنند، از خدا مىخواهند، به خدا عشق مىورزند، از خدا مىترسند، به خدا پناه مىبرند، خود را بنده خدا مىدانند، به بندگان خدا احساس مهر و عطوفت مىكنند، به بندگان خدا ستم نمىكنند، به آنها