انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٥٥
آيةاللَّه خامنهاى با استناد به اين آيه مىفرمايد:
در فرهنگ قرآن در مواردى بر اطاعت و دنباله روى نام عبادت نهاده شده و اطاعت كنندگان غير خدا مشرك معرفى شدهاند. با اين بيان عبادت خدا را- كه روح و معناى توحيد است- مىتوان با تعبير عبوديت و اطاعت انحصارى خدا معرفى كرد و عبوديت و اطاعت غير خدا را شرك دانست چه در فرمانهاى شخصى، چه در قوانين عمومى و چه در شكل و قواره نظام اجتماعى. «١» و در جايى ديگر مىفرمايد:
بنابر اصل توحيد انسانها حق ندارند هيچ كس و هيچ چيز جز خدا را عبوديت و اطاعت كنند و تحكمات و تحميلاتى كه از طرف قدرت گونههاى تاريخ بشريت رفته غلط و برخلاف حق بوده است. «٢» قرآن به توحيد ربوبى و عبادتى كه داراى تأثير عملى و پيام كاربردى فردى و اجتماعى بيشترى است به مراتب زيادتر از توحيد ذاتى و صفاتى تأكيد نموده و مىتوان با قاطعيت گفت در فرهنگ قرآن ولايت و سرپرستى جامعه اسلامى از هركس به جز خدا يا جانشين و تجلى بخشان حاكميت الهى، سلب شده است. و اقتضاء توحيد ربوبى آن است كه حاكميت و فرمانروايى غير او را شرك بدانيم.
به تعبير زيباى آية اللَّه خامنهاى:
در اسلام سرپرستى جامعه متعلق به خداى متعال است هيچ انسانى اين حق را ندارد كه اداره امور انسانهاى ديگر را بر عهده بگيرد اين حق مخصوص خداى متعال است كه خالق و منشىء و عالم به مصالح و مالك امور انسانها، بلكه مالك امور همه ذرات عالم وجود است. خود اين احساس در جامعه اسلامى چيز كم نظيرى است. هيچ قدرتى، هيچ شمشير برايى، هيچ ثروتى حتى هيچ قدرت علم و تدبيرى به كسى اين حق را نمىدهد كه مالك و تصميم گيرنده درباره سرنوشت انسانهاى ديگرباشد اينها ... حق توليت امور و زمامدارى مردم را به كسى اعطاء نمىكند اين حق متعلق به خداست. «٣» ٢- ١- ٢. مشروعيت الهى:
مشروعيت گرچه از ريشه شرع است، لكن يك اصطلاح دينى صرف نيست بلكه به عنوان يك اصطلاح سياسى، به معناى توجيه عقلانى حاكميت و يا بيان كننده حق آمريت و حاكميت به كار مىرود. درباره مشروعيت و مبناى حقانيت حكومت تئورىهاى مختلفى بيان شده و هر فلسفه