انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٩٦
اسلام يك جهان بينى است، يك بينش است، يك فلسفه است كه خود آن فلسفه معتقد به عدل در همه وجود است. معتقد است كه حساب در همه ذرات و اركان عالم است و معتقد است كه همان محاسبه و توازنى كه در تمام عالم هست بايد در نظام اجتماعى انسان هم باشد. عدالت فقط مال زندگى انسان نيست در همه آفرينش عدالت وجود دارد و بايد وجود مىداشته و وجود دارد و تفكر و بينش اسلامىاينست كه عدالت هست، در زندگى انسان هم باشد، عدالت حق است، حق يعنى آن قانونى كه جعل آن منطبق با واقعيتهاست. «١» از ديدگاه مقام عظماى ولايت يكى از نشانههاى توحيد يا اركان توحيد، نبودن ظلم و بىعدالتى است و تلاش براى عدالت، كار بزرگ پيامبران است:
هدف ... پيامبر (ص) از لحظه اول ... عبارت از ايجاد يك محيط سالم و صحيحى براى معشيت انسان و زندگى انسانى، دنيايى كه در آن ظلم نباشد ... دنيايى كه در آن ناكامى مطلق براى ضعفا نباشد قانون جنگ نباشد. «٢» اصلًا خط اسلام، يعنى خط ضد ابليس و شيطان. در طول دعوت انبياء، مستكبران كسانى بودند كه دعوت الهى و توحيد را قبول نكردند و با آن به مقابله برخاستند و زور گفتند: «قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ» (اعراف/ ٨٨)؛ وقتى پيامبر سخن حق مىگويد و مردم را به حق دعوت مىكند، مستكبران مىگويند: اگر زياد حرف بزنى، تو را اخراج مىكنيم! اين لحن زورگويانه در مقابل داعى به حق است، اين معنا و تصويرى روشن از استكبار است كه در دنياى امروز، همان نظام سلطه مىباشد و در محيط سياست دنيا، همان روح ابرقدرتى و هر آن چيزى است كه به سمت ابرقدرتى كشش داشته باشد و تمايل پيدا كند. «٣» مقام معظم رهبرى با توجه به درگيرى هميشگى در جبهه بشرى و انسانى ميان استكبار، ظلم و نيروهاى ضد حق با نيروهاى حق و عدل و خير مىفرمايند:
استراتژى جبهه حق اين است كه در روى زمين ظلم نباشد. بدى و زشتى نباشد، عدل و حق در زندگى مردم قائم باشد. شياطين و طاغوتها و قلدرها و انسانهاى شرير بر جان و مال انسانها حكومت نكنند. «٤» سپس علت مقابله قدرتهاى بزرگ با مسلمانان و اسلام را ناشى از استراتژى اسلام مىدانند و مىفرمايند: