انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٩٥
اولًا مردمسالارى دينى دو چيز نيست، اين طور نيست كه ما دموكراسى را از غرب بگيريم و به دين سنجاق بكنيم تا بتوانيم يك مجموعه كامل داشته باشيم! نه، خود اين مردمسالارى هم متعلق به دين است. «١» طرح گسترده بحث مردم سالارى دينى در فاصله سالهاى ١٣٨٠- ١٣٧٩ اين تلقى را ايجاد كرد كه گويا در انديشه سياسى مقام معظم رهبرى تحولى ايجاد شده است؛ اما با مراجعه به نظرات و آراء گذشته ايشان معلوم مىشود همين مباحث را در گذشته نيز داشتهاند، اما متناسب با شرايط فكرى جديد شرح نوينى از همان نظريه جمهورى اسلامى است ايشان در سالهاى آغازين انقلاب اسلامى در خطبه نماز جمعه مىگويند:
اين كه گفته مىشود، دموكراسىها و مردم سالارى يك حكومت غير دينى است و حكومت دين نمىتواند يك حكومت مردمسالارى باشد، اين يك مغالطه است. حكومت اسلامى مىتواند در عين اين كه حكومت الهى است حكومت مردمى نيز باشد. نمونهاش صدر اسلام زمان رسول اكرم (ص) و خلفا در اوايل و نمونه ديگرش حكومت جمهورى اسلامى كه حكومت مردم است.
حكومت عواطف مردم، حكومت آراى مردم، حكومت انتخاب مردم و حكومت عناصر مردمى در اين حكومت. «٢» بنابراين با اين فرض كه مردم سالارى دينى تبيين نوينى از همان مدل جمهورى اسلامى است بدان اكتفا مىكنيم.
ب. مدل مردمسالارى دينى «مردمسالارى دينى، نظامى سياسى است كه در آن حاكميت متعلق به خداوند مىباشد كه با عقيده و ايمان و عواطف و آراى مردم پيوند خورده است.» «٣» تعريف فوق بيانگر آن است كه در انديشه مقام معظم رهبرى، مردم سالارى دينى مفهوم مركبى از دو جزء «مردم سالارى» و «دينى» نيست، بلكه حقيقت واحد درون دينى است كه فقط در چارچوب مسائل دينى قابل تعريف است. ايشان با تمايز گذارى بين مردم سالارى دينى و دموكراسى غربى مىفرمايند:
مردم سالارى دينى به معناى تركيب دين و مردم سالارى نيست، بلكه يك حقيقت واحد و جارى در جوهره نظام اسلامى است، چرا كه اگر نظامى بخواهد بر مبناى دين عمل كند بدون مردم نمىشود، ضمن آن كه تحقق حكومت مردم سالارى واقعى هم بدون دين امكانپذير نيست. «٤»