انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٤
معروف و منكر و حق و باطل در عرصه حيات اجتماعى صورت گيرد، خداوند شرايط را به گونهاى محقق مىسازد كه گروه خداپرستان و مؤمنان قيام كنند و جامعه را از فساد به صلاح برگردانند؛ «١» همان طور كه حادثه عظيم عاشورا در تاريخ اسلام از مصاديق روشن آن است. «٢» مقام معظم رهبرى با توجه به اين سنت الهى است كه مىفرمايد:
من احساس مىكنم كه انقلاب اسلامى يك ضرورت بود براى اسلام. يك نياز بود براى مسلمين.
سنّت الهى بود براى حفظ دين و حفظ احكام الهى. مطلب بعدى اين است كه انقلاب اسلامى يك حادثه تاريخى است نه يك حادثه منطقهاى. اساساً انقلاب، هر انقلابى در جغرافياى انسانى مثل زلزله و آتشفشان در جغرافياى طبيعى است. زلزله و آتشفشان از لحاظ اصل بروز ناشى از تكاثف انرژىهاى مختلف طبيعى است. انقلاب هم در جغرافياى انسانى، ناشى از انباشته شدن انرژىهاى انسانى و انفجار اين انرژىهاست. «٣» بر اساس اين قانون الهى بود كه اوضاع و احوال جهانى و نيز اوضاع و احوال تاريخى كشور ايران اقتضا مىكرد اين تحول عظيم رخ دهد و نظام سلطنتى به نظام الهى و مردمى تبديل شود، يعنى نظامى بر پايه ارزشهاى معنوى كه دنيا در نهايت درجه از آن دور بود، به وجود آيد. «٤» دنيايى كه غرق در مادىگرى و فساد و فحشا شده و معنويتش ضعيف و ضعيفتر شده بود، هرگز باور نمىكرد و نمىكند كه بتوان انقلابى بر مبناى حكم خدا به وجود آورد. امّا اين معجزه در ايران رخ داد و پايگاه نجات دنيا از فساد و تباهى و رنجهاى روحى شد و چنان شد كه مستضعفان جهان، آمال و آرزوهاى خود را در آن قابل تحقق يافتند. «٥» براى تحقق وعده الهى كه پيروزى اسلام بر همه كفر و الحاد و پيروزى ارزشهاى الهى بر همه مادىگرىهاى كوتهنظرانه است، ضرورت داشت اسلام خودش را در عصر غربت دين بنماياند و در عرصه حيات اجتماعى بشر مطرح سازد. از اينجا بود كه خداى متعال چنين مقدّر كرد كه اين كار به دست يكى از شايستهترين و برترين بندگانش عملى شود و شد. «٦» بر پايه اين سنّت الهى گرچه قدرتمندان و زورمداران جهان در مسير دستيابى انقلاب به اهدافش سنگاندازى و مانعتراشى مىكنند، ولى به فضل الهى اگر مردم شريف ايران ايمان را با عمل صالح قرين سازند، هيچ قدرتى ياراى مقاومت در برابر آنان را ندارد و چنين ملّتى قلههاى مرتفع عزّت و افتخار را يكى پس از ديگرى فتح خواهد كرد. «٧» زيرا در كار خدا طفره نيست و