انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٤٥
ساختار قدرت سياسى دكتر محمدرحيم عيوضى عضو هيئت علمى دانشگاه بينالمللى امام خمينى (ره)
مقدمه قدرت، پديدهاى است وابسته به طبيعت انسانى كه در قالب روابط اجتماعى افراد، به صورت بارز و معمولى چهره خود را مىنمايد. اين مفهوم در همه جوامع وجود دارد و يكى از وجوه برجسته روابط اجتماعى و روابط اقتدارى بين انسانهاست. در جامعه شناسى سياسى، قدرت به منزله، روح رژيم سياسى است كه در جامعه سياسى شكل مىگيرد و شهروندان را وادار به اطاعت و پذيرش مىنمايد، يعنى با تقسيم جامعه به دو گروه فرمانروا و فرمانبردار، قدرت سياسى در اختيار گروه فرمانروا قرار مىگيرد. از سويى قدرت سياسى دلالت بر رابطهاى آگاهانه و انديشه شده دارد كه در آن يك طرف مىتواند عملى را به شيوهاى انجام دهد كه واكنشهاى طرف ديگر را كنترل كند و بمثابه خون در شريان نهادهاى سياسى و ارگانهاى حكومت جريان يابد و مقوم اصلى حاكميت باشد تا با مجموعهاى از عوامل مادى و معنوى و با كسب اقتدار موجب به اطاعت درآوردن فرد يا گروه توسط فرد يا گروه ديگر گردد.
ساختار قدرت سياسى كه بيانگر كيفيت رابطه دولت و جامعه و نحوه اعمال قدرت سياسى بر جامعه است مىتواند به صورت يك شاخص مهم در تحليل حوادث و رويدادهاى اجتماعى و سياسى و به ويژه در تبيين رفتار سياسى مردم مورد توجه قرار گيرد. از نظر جامعهشناسى