انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٧٦
حسد نمىورزند، به آنها نمىخواهند حرص بورزند، و همه اخلاقيات فاضلهاى كه در كتب اخلاق ذكر شده است ناشى از ايمان به خدا است و پايه ا خلاق اسلامى ايمان به خدا است.
همانطورى كه ملاحظه مىكنيد اعتقاد به خدا و به توحيد مبناى ساخت اجتماعى جامعه اسلامى است و همه مسائل اجتماعى بايد از اين چاشنى اساسى بهرهمند باشد. «١» پيغمبران همه آمدند تا جامعهاى را به وجود بياورند براساس ارزشهاى الهى. يعنى در واقعيت زندگى مردم تأثير بگذارند. بعضى توانستند، بعضى هم نتوانستند. بعضى مبارزاتشان به نتيجه رسيد، بعضى هم نرسيد؛ ولى اين جنبه در زندگى پيغمبر يك جنبه اصلى است كه مظهر قدرت خدا در زمين و در ميان بشر و مظهر حاكميت الهى و ولايت الهى در ميان مردم هستند. «٢» و در مورد حقيقت وجودى فرد انسانى مىفرمايد:
انبياء براى تفهيم اين حقيقت مبعوث شدهاند و به ميان بشر قدم نهادهاند تا به بشر بفهمانند كه اين اختلافات ظاهرى است، سطحى است. همه آنچه كه در اختيار شماست- اراده شما، چشم شما، زبان شما، ثروت شما، قدرت شما، مقام شما، آگاهيهاى سياسى شما، آگاهيهاى فنى شما، علم شما، صنعت شما، قدرت بازوى شما، همه و همه- مىتواند در خدمت هدف عالم وجود قرار بگيرد؛ مثل انسانى كه در يك رودخانهاى در مسير آب شنا مىكند، نه برخلاف مسير. زندگى راحت مىشود، روح آسايش پيدا مىكند. امنيّت، بر تمام وجود انسان سايه مىاندازد، از درگيريها، از حسدها، از بغضها، از كينهها در درون انسان خبرى باقى نمىماند. اين زندگى توصيه شده بهوسيله پيامبران الهى است، عكس آنچه كه در زندگى شيطانها و شيطان صفتهاست كه همه درگيرى است، همه تنازع است، همه شنا كردن برخلاف جريان عالم وجود است، در جهت عكس هدف خلقت است. «٣» پس جامعهسازى در فلسفه سياسى اسلام بر پايه خمير مايه دينى ابتدا توسط انبيا الهى شكل گرفته است؛ همان طورى كه در قرآن تعابير «قريه»، «مدينه»، «مدين»، «مصر» همزمان با پيامبران اولواالعزم استعمال شده است. تا قبل از حضرت نوح، زندگى كوچنشينى و اقتصاد بر پايه دامدارى است. اما با آمدن حضرت نوح با رواج كشاورزى زندگى يكجانشينى و اولين نطفه «جامعه» به وجود آمد: «٤» «انبيا اين را مىخواهند به وجود بياورند. جامعهاى الهى، جامعهاى با دل انسانى، جامعهاى با احساسات و عواطف صحيح و سالم، جامعهاى كه در آن كسى به كسى و آن جامعه به جوامع ديگر ظلم نكند جامعهاى كه مردم آن جامعه دچار غفلت نباشند، غرق