انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٦
صداى هيچ كس شنيده نمىشد، سكوت مرگبارى حاكم شده بود، زمانه بوى مردگى داشت.
روشنفكران معروف همانها كه شعر مىگفتند، قصه مىنوشتند تحليل سياسى مىكردند، آنها كه داعيه رهبرى مردم را داشتند، آنها كه عقيده داشتند در هر قضيه از قضاياى اجتماعى وقتى آنها در يك روزنامه يا يك مقاله اظهار نظرى مىكنند همه بايد قبول كنند، به كلى سك انديشه سياسى مقام معظم رهبرى ٢٤ زندگىنامه مقام معظم رهبرى وت كرده بودند، گويى هيچ رسالتى در حراست هويت ملى و دينى ندارند:
آل احمد در همين كتاب خدمت و خيانت روشنفكران مىگويد: «روشنفكران ايرانى ... دست خودشان را با خون پانزده خرداد شستند» يعنى لبتر نكردند بدترين كارى كه ممكن بود يك مجموعه روشنفكرى در ايران بكند كارهايى بود كه روشنفكران ما در دوره پانزده ساله نهضت اسلامى انجام دادند. به كل كنار رفتند. البته بعضى از اينها كه به خاطر چيزى مختصرى به زندان مىافتادند تقريباً به فوريت به توبه نامه مىرسيدند «١» فضا به قدرى يأسآلود بود و خفقان به قدرى شديد بود كه قشر عظيمى از روحانيت نيز نا اميد شده بودند. پس از سركوب قيام ١٥ خرداد بخش قابل توجهى از روحانيت به نا اميدى از ادامه نهضت رسيدند، حتى عالمى روشن ضمير مثل علامه طباطبايى:
پدرم با مرحوم علّامه طباطبايى خيلى دوست بودند. ساعتها در منزل پدرم مىنشستند و با يكديگر صحبت مىكردند من به عنوان يك طلبه جوان درباره مسائل مبارزه با ايشان صحبت مىكردم و مىگفتم شما چرا در اين فضاى مبارزات وارد نمىشويد؟
ايشان مىگفتند ... ما علما در برههاى از زمان مىتوانستيم تأثير بگذاريم- مرادشان زمان مشروطه و بدو ورود تمدن جديد بود- ولى گناه بزرگى واقع شد كه آن وقت اين كار تعقيب نشد اما ديگر حالا وقت گذشته است و فايده ندارد ... و اين نظامى كه ما مىبينيم بر سر كار است با اين حرفها و با اين يك ذره و دو ذرهها از بين نخواهد رفت. «٢» البته برخى از روحانيون اعتقادى به مبارزه نداشتند و سرگرم اختلافات جزئى بين خودشان بودند:
اگر اعتراف نكنيم، از حقايق تلخى كه وجود داشته سوءاستفاده خواهند كرد: همه علما و روحانيون نبودند كه به مبارزه معتقد باشند؛ همه فكر نمىكردند كه براى آماده كردن مردم به يك جهاد فكرى و اخلاقى دراز مدت و عميق احتياج است؛ همه قبول نداشتند دشمن بزرگى به