انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢١
محور تبليغات اسلامى شده را ببيند و تحمل كند بارها ايشان را احضار و تهديد كرد. اطراف منزلشان جاسوس گمارد افراد بسيارى را بازداشت كرد تا بتواند ارتباطات ايشان و مبارزين را كشف كند و سرانجام در آذرماه ٥٣ ناگزير شد با يورش به منزلشان ايشان را دستگير كند. اين ششمين و سختترين دستگيرى ايشان بود. با انتقال به تهران و زندان كميته مشترك ضد خرابكارى شهربانى در سلولى با سختترين شرايط و همراه با بازجويىهاى دشوار نگهدارى مىشدند. «١» يك سال بعد پس از آزادى از زندان و بازگشت به مشهد دوباره همان كارها و فعاليتها را از سر مىگيرند لكن ديگر هر گز به او اجازه و امكان تشكيل كلاسها و برنامههاى عمومى داده نشد. لذا طرح تشكيل سازمانى از روحانيون مبارز را مىريزد كه بعدها هسته مركزى جامعه روحانيت مبارز و حزب جمهورى اسلامى مىشود. هدف هم اين بود كه به وسيله آن بتوانند با مردم ارتباط گسترده پيدا كنند:
البته روحانيت را كه آن وقت مطرح مىكرديم براى اين بود كه اول يك قاعده و پايهاى به صورت متشكل به وجود بيايد و بعد آن وسيلهاى بشود تا بتوانيم سازماندهى و تشكل را در ميان انبوه مردمى كه در ارتباط با ما بودند گسترش دهيم كاغذ و قلم برداشتيم و در همان جلسه بنا كرديم به اسم نوشتن كه چه كسانى را دعوت كنيم. به اين ترتيب كارها شروع شد. در مشهد تشكيل جلسه داديم و از هم كه جدا مىشديم بنابراين شد كه دنباله جلسات در تهران گرفته شود و من از مشهد براى شركت كردن به تهران بيايم و بعضى از برادرها در قم بودند از قم به تهران بيايند.
همين كار را مىكرديم. در آن شدت اختناق من از مشهد و برادران از قم راه مىافتاديم و به تهران مىآمديم. «٢» هدف اصلى اين بود كه تشكيلات بتواند در آينده بخش عظيمى از مردم را در جهت مبارزه بسيج كند تا اينكه با بازداشت ناگهانى بسيارى از اعضاى تشكل از جمله ايشان و تبعيد به ايرانشهر به مدت سه سال، سازمان از هم پاشيد. لكن مدتى بعد بقيه اعضاى سازمان با احتياط كامل سعى در راه اندازى آن مىكنند و لذا شهيد با هنر مأمور مىشود اساسنامه تشكل را به تبعيد گاه ايشان آورده و نظرشان را جويا شود. با اوجگيرى مبارزات مردمى در سال ٥٧ و باز شدن در زندانها و خارج شدن كنترل اوضاع از دست رژيم، تبعيدىها هم به تدريج بازگشتند ايشان نيز پس از يك سال به مشهد بازگشتند و مجدداً جلسات تشكل ادامه پيدا كرد. قرار بر