انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٣
داشت كه به شدت مانع از اين بود كه چيزى جابه جا شود و ما با مشكلات زياد گاهى چيزى براى برادرهاى سپاهى مىگرفتيم «١» اختلاف بر سر تاكتيكهاى جنگ هم يكى ديگر از موارد نزاع بود. بنى صدر كه ابداً ورودى به مسايل نظامى نداشت و حتى نام تجهيزات نظامى را هم نمىدانست تحت تأثير برخى اطرافيان اعتقاد داشت در قضيه اشغال خرمشهر نبايد جلوى ارتش بعث را گرفت. با اين استراتژى كه «زمين را مىدهيم و زمان مىگيريم». اما نيروهاى خط امام معتقد بودند كه ما هم زمين را از دست مىدهيم و هم زمان را، زيرا در صورت استقرار دشمن هر روز مواضع دفاعى خود را قوىتر مىكند:
خاطرات زيادى از آن روزها دارم. يكى از آنها استمدادهاى پى در پى آقاى دكتر شيبانى (در خرمشهر) بود ... مرتب با تلفن و تلفنگرام از اين گوشه آن گوشه استمداد مىكرد و حق هم داشت.
ما هم فشار مىآورديم به بنى صدر براى اين كه همه امكانات در دست بنى صدر بود، در حالى كه بنى صدر اصلًا غمش نبود ...! يك وقتى اگر يكى دو تا خمپاره انداز به سپاه داده مىشد يك حادثه به شمار مىرفت! «٢» نيروهاى خط امام بنا به فرمان امام، مكلف به سكوت شده بودند تا فضاى جامعه دچار التهاب نگردد. التهاب جنگ، محاصره اقتصادى نظام سلطه، انواع توطئههاى ضربه خوردگان از انقلاب، اختلافات قومى، و دهها مسئله ديگر وجود داشت و اگر اداره كنندگان جامعه و مسئولان هم مىخواستند درگير با يكديگر شوند كنترل اوضاع به كلى از دست خارج مىشد اما بنى صدر به چيزى جز قدرت فكر نمىكرد.
او براى هر كلمه كوچكى جنجال به پا مىكرد و آن را در روزنامه مىآورد يا در سخنرانى مىگفت و غوغا به پا مىكرد ما هم كه غوغا را بر خلاف مصلحت مىدانستيم و امام هم دائماً توصيه مىكردند غوغا راه نيفتد و لذا ما در شوراى عالى دفاع كوتاه مىآمديم براى اينكه مبادا او غوغا راه بيندازد. «٣» صفبندى نيروهاى خط امام با مركزيت حزب جمهورى و افراد شاخص آن چون ايشان و شهيد بهشتى، با همه گروهها و جريانهاى معارض اعم از ليبرال و ماركسيست با مركزيت دفتر رياست جمهورى و شخص بنىصدر در همه مسائل كشور به اوج خود رسيده بود. على رغم