انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٠٣
مقبوليت جهانى بسيار خوب است، اما نه به بهاى دست برداشتن از اصول جمهورى اسلامى كه هويت ملى و جمعى ماست! (٢٩/ ٥/ ٨٢)
آنچه در پيامها و فرمايشات مقام معظم رهبرى مورد تأكيد بوده و در واقع ستون فقرات سياست خارجى كشور در برخورد با استكبار را تشكيل مىدهد، اين است كه در تعامل با كشورها و حضور فعال در صحنه سياست خارجى هرگز نبايد به اصول و مبانى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ايران كوچكترين خدشهاى وارد شود؛ بلكه همواره بايد «عزت، حكمت و مصلحت» نظام مورد توجه قرار گيرد و بر استقلال و عزت اسلامى و اجتماعى تأكيد شود:
كسى فكر كند مبانى نظرى و اصولى نظام- كه پذيرفته شده است و پايه اين نظام بر آن مبانى است- اينها در سياست خارجى اصلًا نبايد اثر داشته باشد، نه؛ كجاى دنيا اين جورى هست كه حالا يك عدهاى مىخواهند ايران اسلامى را اين جورى كنند؟ مبانى ارزشى نظام كه در سياستهاى كلى نظام متجلى است، اين پايه سياست خارجى ماست، آن وقت سياست خارجى بنابراين يك ستونهايى پيدا مىكند كه اين ستونها بناى سياست خارجى ما را روى خودشان قرار مىدهند.
يكى از اين ستونها «استقلال» است. استقلال يعنى عدم وابستگى سياسى؛ يعنى اتخاذ مواضع مستقل. يعنى اگر همه دنيا هم اتفاق نظر پيدا كنند در قضيه فلسطين- مثلًا- بر يك امرى، بعد ما ببينيم كه اين چيزى كه مورد اتفاق اينهاست با مبانى ما تطبيق نمىكند، ما او را صريح رد مىكنيم؛ مواضع مستقل. (٢٧/ ٥/ ٨١)
٣. اهداف سياست خارجى اهداف سياست خارجى، پايهاىترين مفهوم در سنجش كارايى است. در يك چشم انداز كلان و تطبيقى اهداف كلى سياست خارجى كشورها كم و بيش يكسان است. هر واحدى كه ملت- دولت ناميده مىشود، در رفتار خارجى در پى اعتبار بخشيدن، تأمين امنيت، توسعه اقتصادى و كسب پرستيژ است.
به عبارت ديگر، اگر دولت- ملتى نتوانست در مرزهاى پيرامونى خود، امنيت فراهم آورد و نتوانست از شرايط خارجى جهت رشد و رفاه و توسعه اقتصادى اتباع خود بهره گيرد و قادر نبود كه نسبت به ارزشها و فرهنگ كشور خود از نظر ديگران احترام بيافريند، از سياست خارجىِ