انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٤٩
منشأ قدرت سياسى در قبل و بعد از انقلاب براى بررسى مقوله سيستم نظام سياسى در ايران و منشا قدرت سياسى، به مقايسه دوره قبل و بعد از انقلاب مىپردازيم.
اساساً استبداد پايدارترين ويژگى ساخت قدرت سياسى در گذشته ايران به شمار مىرود و به نوعى تبيين نظام حكومتى در ايران متاثر از اين پديده مىباشد. چنانكه برخى از تحولات مهم سياسى ايران نظير انقلابهاى مشروطه و انقلاب اسلامى را هم مىتوان از عكسالعملهاى مهم مردم در قبال پديده استبداد حكومتى به شمار آورد.
قدرت سياسى در نظام سلطنتى به طور كلى بر اساس نظام سلطنتى، پادشاه غالبا از طريق قهر و غلبه بر حريفان و مدعيان سلطنت به قدرت مىرسد و جانشينان او به طريق موروثى جايگزين پادشاه متوفى مىگردند. علاوه بر اين در نظام سلطنتى اعم از مطلقه و مشروطه، پادشاه از مسئوليتها مبرّا و معمولا فراتر از قانون است. همچنين دوران زمامدارى سلاطين در حكومت سلطنتى محدود به زمان خاصى نيست؛ كه تقريبا تمامى موارد فوق در خصوص نظام پادشاهى ايران در دوره پهلوى دوم صادق است.
حكومت پهلوى دوم در قالب الگوى نظامهاى اقتدارگراى سنتى و بويژه نوع متاخر آن، يعنى نظامهاى «سلطانيسم» قابل تبيين است. به عبارت ديگر منشا ساخت قدرت سياسى در نظام پهلوى دوم كه منبى بر اراده شخص شاه بوده، داراى پنج ويژگى است كه همه آنها بر نظام سلطانيسم تطبيق مىكنند. آنها عبارتند از:
١. شخصى بودن قدرت سياسى ٢. سطح پايين بودن نهادمندى سياسى ٣. انحصار سياسى ٤. غير رسمى بودن روابط قدرت ٥. خاصهبخشى و فساد «١» حضرت آيتاللَّه خامنهاى ضمن رد نظام سلطنتى در عرصه عملى و نظرى همواره از منتقدان اين رژيم سياسى و خواستار سرنگونى آن بوده است.