انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٣
با توجه به اين خصوصيات است كه انقلاب اسلامى يك تفسير اسلامى و الهى بوده و به معنى زنده كردن دوباره اسلام است؛ «١» چنانكه رهبر معظم انقلاب مىفرمايد:
انقلاب يك تفسير اسلامى و الهى است. ما انقلاب را يك تحوّل اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى مىدانيم كه به دنبال آنها تحول اجتماعى، اقتصادى و سياسى و آنگاه رشد همه جانبه ابعاد انسانها مىآيد. همان طور كه در آيه قرآن است «ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم» «٢» هر وقت انسانها خصلتهاى بد، ضعفها، نقصها و بىايمانىها را در خودشان تغيير دادند، اوضاع و احوال اجتماعى آنها تحول پيدا خواهد كرد. هيچ چيز هم جلوگير آن نخواهد بود. براى شروع اين حركت و تحول همگانى، انسانها بايد احساس تكليف كنند. «٣» ضرورت انقلاب اسلامى بسيارى از صاحبنظران علل وقوع انقلاب اسلامى در ايران را بررسيدهاند و به نحوى كوشيدهاند تا يكى از نظريههاى ابراز شده از سوى انديشمندان غربى درباره انقلاب را بر انقلاب اسلامى تطبيق نمايند. آنان ضرورت وقوع انقلاب اسلامى را بيشتر در عواملى نظير مدرنيزاسيون، توطئهى خارجى، اقتصاد و مسائل سياسى، اجتماعى، فرهنگى و مذهبى دانستهاند. «٤» در حالى كه با كالبدشكافى دقيق انقلاب اسلامى ايران به تطبيق ناپذيرى اين نظريات بر آن حكم خواهيم نمود.
در ديدگاه مقام معظّم رهبرى، انقلاب يك ضرورت طبيعى بر اساس سنّتهاى الهى بود.
توضيح اينكه؛ نظام هستى به عنوان مظهر و تجلّى اراده و مشيّت الهى، مشمول قوانين و سنّتهايى است كه نه تغييرپذيرند و نه جايگزين بردار. «٥» بشر چه بخواهد و چه نخواهد و قدرتمندان چه راضى باشند و چه نباشند، اين سنّتها تحقق مىپذيرند. يكى از اين سنّتها تجلّى حق و پيروزى آن بر باطل است. يعنى جريان هستى و اداره امور عالم و نيز اعمال اختيارى انسان بايد با تدبير الهى و متكى بر معرفت صحيح اداره شود تا سعادت او تأمين و تضمين گردد. «٦» بنابر اين اگر روزى جامعه اسلامى كه نماد جريان حق است منحرف شود و به جايى برسد كه هم مردم به فساد كشيده شوند و هم حكومتها فاسد گردند و در نتيجه جابجايى خوب و بد،